تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩

تاريخچه و فايدهء بحث « ماهية الواجب بالذات انيّته »

آنچه مسلم است اين‌كه ابن سينا و فارابى اين بحث را داشته‌اند و مثل ابن سينا آن را در الهيات بالمعنى الاخص مطرح كرده است ، چنان‌كه وى در كتاب خود تحت عنوان « ان الاوّل لا ماهية « 1 » له غير الإنّيّه » آن بحث را دنبال كرده است و در تعليقاتش گفته است : معناى گفتار ما كه « ماهيتش انيتش است » اين است كه او ماهيت ندارد « 2 » ، ولى ملاصدرا ، حاجى « 3 » و علامه طباطبائى - تنها در نهايه « 4 » - هم در امور عامه و هم در الهيات بالمعنى الاخص مطرح كرده‌اند . دليل بحث مذكور در امور عامه ، مبنابراى كثيرى از مسائل الهى ، مانند اثبات بساطت ذات خداوند و عدم جنس مشترك داشتن ميان او و ساير موجودات و اثبات توحيد و دفع بعضى از شبهاتى است كه دربارهء آن بحث وارد شده است و هم‌چنين نتيجهء آن بحث ، عدم استطاعت عقل بر معرفت كنه ذات سبحانه است ، چون عقل مىتواند به كنه ماهيات پى ببرد ، ولى از كنه حقيقتى كه ماهيت ندارد نمىتواند آگاه شود ، پس عقل ، خداوند متعال را با اسما و صفات ذاتى و فعليه‌اش مىشناسد كه تمام آن‌ها عناوين عقليه مىباشند ، نه مفاهيم ماهوى . « 5 » علامه طباطبائى در تعليقهء خود بر اسفار بيانى دارد كه ما حصل آن اين است كه : براهين اثبات واجب ، نفى واسطه در ثبوت ؛ يعنى علت نداشتن خداوند است ، اما اين‌كه ماهيت او عين وجود اوست ، نفى واسطه در عروض ؛ يعنى ماهيت نداشتن اوست . « 6 »
هامش
( 1 ) . ابن سينا ، الهيات شفا ، مقاله 8 ، فصل 4 . ( 2 ) . محمد تقى مصباح ، تعليقة على نهاية الحكمه ، شماره 62 . ( 3 ) . شرح مبسوط منظومه ، ج 1 ، ص 192 . ( 4 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 4 ، فصل 3 و مرحله 12 ، فصل 3 . ( 5 ) . محمد تقى مصباح ، همان . ( 6 ) . اسفار ، ج 1 ، فصل 3 ، ص 96 .