تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
مورد وجود ديگر هم بيان مىشود كه آن وجود يا ماهيت دارد يا ندارد . اگر ندارد ، پس مطلوب حاصل است و اگر دارد ، وجود عارض آن ماهيت مىشود ، چون هرعارضى معلول است ، لذا ماهيت ، علت و داراى تقدم وجودى است كه يا ما به التقدم و ملاكش همان وجود معلول است ، كه تقدم شىء بر نفس خود لازم مىآيد يا به‌وسيلهء وجود ديگر است كه باز نقل كلام به آن وجود مىكنيم و همين‌طور . . . ) و اگر علت وجود واجب الوجود ، غير از ماهيت او باشد ، پس وجود او ، معلول غيرش مىباشد و آن منافى با وجوب وجود بالذات است .

حقيقت وجوب بالذات

و قد تبيّن بذلك : أن الوجوب . . . بالذّات صرفا له كلّ كمال . و به وسيله آن ( ابطال ماهيت داشتن واجب الوجود ) روشن شد كه وجوب ذاتى واجب الوجود ، وصفى ، منتزع و اخذ شده از حاق و كنه وجود واجب الوجود است ( نه منتزع از ماهيت او چرا كه ماهيت ندارد ) و كاشف از اين است كه وجودش ، بحت و خالص و در غايت و نهايت شدت ( وجودى ) است كه مشتمل بر هيچ جهت عدمى نيست ، چون اگر مشتمل بر امرى از اعدام مىبود ، از كمال وجودى كه در مقابل عدم است محروم مىبود ؛ درنتيجه ذاتش مقيد به عدم ( كمالى از كمالات ) مىبود ، لذا انيت و ذات و وجود او ، واجب الوجود بالذات و صرف و خالص ( در هستى ) نبود كه هركمالى براى وجود او ( بالفعل ) باشد ، ( و اين خلف است ) .

ايراد ملاصدرا به طرز استدلال براى ماهيت نداشتن واجب تعالى

البته ملاصدرا به برهان مذكور ايراد گرفته است و فرموده است : بالجمله ، اين‌كه اشتباهى در اين حجت ميان عارض ماهيت و عارض وجود واقع شده است و عروض
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 187 | رحمت الله شريفي نجف آبادى