در مقايسه با عدم بياض از شىء قابل « 1 » باتوجه به اينكه خلأ محال است ) ، براى اينكه هيچ علاقه و اقتضايى ميان آنها نيست ، مشروط بر اينكه در ميان هيچكدام از مقيس و مقيس اليه علاقهء علّى يا معلولى نباشد . « 2 »
( ملا هادى سبزوارى دربارهء اين شرط چنين مىفرمايد : مانند نطق انسان و نهق و صداى الاغ كه اين به اعتبار علل قريب است كه امكان بالقياس الى الغير ميان آندو وجود دارد و اما به اعتبار اينكه علل به علة العلل منتهى مىشوند ، رابطهء آندو رابطهء وجوب بالقياس الى الغير است « 3 » و اين بيان ، نظير بيان علامه طباطبائى است كه قبلا گوشزد شد « 4 » ) .
علامه طباطبائى در جاى ديگر ، وجود امكان بالقياس الى الغير را رد كرده است و مىفرمايد : امكان بالقياس الى الغير ميان دو وجود تحقق ندارد ، زيرا شىء مقيس و مورد مقايسه يا واجب الوجود بالذات ، در مقايسه با ممكن الوجود است يا بالعكس ، درحالىكه ميان آنها عليت و معلوليت حاكم است و اما نسبت ممكن با ممكن هم امكان بالقياس الى الغير نيست ، زيرا آنها منتهى به واجب الوجود بالذات مىشوند « 5 » .
درحالىكه وى در جاى ديگر ، بيانى ظاهرا خلاف آن را گوشزد كرده است ، زيرا براى امكان بالقياس الى الغير ، مصداقى در واقعيت معرفى كرده است كه آن در مقايسه ميان خود انسان و فعل اوست ، ولى معتقد است ميان انسان و علل ديگر ، مانند ماده و حضور ماده و اتحاد زمان حضور ماده با زمان انجام دادن فعل و استقامت جوارح فعّاله و مطاوعت جوارح فعاله از نفس و وجود داعى و انگيزه براى عمل و اراده و
هامش
( 1 ) . همان ، ص 160 ، پاورقى شماره 1 ملا هادى سبزوارى .
( 2 ) . همان ، ص 159 - 160 .
( 3 ) . همان ، ص 159 ، پاورقى ملا هادى سبزوارى .
( 4 ) . اسفار ، ج 1 ، ص 159 ، پاورقى علامه طباطبائى .
( 5 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 4 ، فصل 2 ، ص 50 .