متضايف ديگرى مقايسه شود ، مطرح است ، زيرا وقتى ( مثلا ) وجود سفل و پايين با وجود علو و بالا مقايسه مىشود ، به ناچار بايد سفل وجود داشته باشد ؛ لذا براى وجود سفل ، وجوب بالقياس با وجود علو ، علاوه بر وجوب بالغير سفل به علتش ، تحقق دارد .
توضيح سه قسم امتناع
و الامتناع بالذّات ، كما فى . . . عدمه اذا قيس إلى وجود الاخر .
و امتناع بالذات ، چنانكه در محالات ذاتى ، مانند شريك البارى و اجتماع دو نقيض ، مطرح است ( كه وجود آنها ذاتا محال است ) و امتناع بالغير ، چنانكه در امتناع وجود معلول ، به سبب نبود علت آن معلول مطرح است و چنانكه در امتناع عدم وجود معلول ، به سبب وجود علت آن معلول ، مطرح است و امتناع بالقياس الى الغير ، چنانكه وقتى وجود يكى از دو امر متضايف با عدم متضايف ديگر و عدم وجود يكى از دو امر متضايف با وجود متضايف ديگر مقايسه شود ، مطرح است . ( مثل وقتى وجود بالا با نبود پايين مقايسه شود ، وجود بالا محال است و وقتى عدم بالا با وجود پايين مقايسه شود ، عدم بالا محال است كه اين محاليت در موقع مقايسه تحقق مىيابد ) .
توضيح دو قسم امكان
و الامكان بالذّات ، كما فى الماهيّات . . . هما معلولا علّة ثالثة .
و امكان بالذات ، چنانكه در ماهيات امكانى مطرح است ، زيرا ماهيات امكانى ، ذاتا مقتضى ضرورت وجود و ضرورت عدم نيستند و امكان بالقياس الى الغير ، چنانكه در دو واجب بالذات فرضى مطرح است ، لذا فرض وجود يكى از آندو ابا و امتناع از وجود و عدم ديگرى ندارد ، چرا كه ميان آنها عليت و معلوليت حاكم نيست و آندو