تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧

اصالت وجود و رابطهء آن با مواد ثلاث

منطقيين در بحث قضاياى هليت مركبه ، مواد ثلاث ؛ يعنى امكان ، وجوب و امتناع را گوشزد مىكنند ، لذا آن مواد ، كيفيت نسبت ميان دو ماهيت موضوع و محمول را بيان مىكنند كه لفظ دلالت‌كننده بر كيفيت نسبت را جهت و قضيهء داراى جهت را موجهه مىنامند و در صورتى قضيه موجهه صادق است كه جهت با ماده ؛ يعنى كيفيت نسبت در خارج و وجوب و امكان و امتناع درواقع ، مطابق باشد ، مانند چهار زوج است بالوجوب كه اين قضيه موجهه ، صادق است ، زيرا جهت قضيه ؛ يعنى « لفظ بالوجوب » با واقع مطابقت دارد ، چرا كه در خارج ، چهار ضرورتا زوج است و تعداد درختان باغ زيد زوج است بالامكان و سه ، فرد است بالامتناع ، كه هرسه مثال بنابر اصالت ماهيت‌اند و به همين جهت به آن‌ها « عناصر عقود » يا « كيفيات نسبت » مىگفتند ، ولى در فلسفه و حكمت صدرايى محمول قضاياى مذكور ، وجود است و قضيه ، ثنايى و هليت بسيطه مىشود ، چرا كه اصالت با وجود است ؛ لذا گفته مىشود : خداوند هست بالوجوب . انسان هست بالامكان و شريك البارى هست بالامتناع ، كه بحث از امتناع در اصالت وجود ، تبعى و بالعرض است . ملاصدرا در تأييد بيان مذكور مىفرمايد : « فكل مفهوم إما أن يكون واجب الحيوانية او ممتنعها او ممكنها لكن حيث يطلق الواجب و قسيماه فى العلم الكلى يتبادر الذهن الى ما يكون بالقياس الى الوجود « 1 » » ؛ هرمفهومى يا واجب الحيوانيه است ، مثل انسان حيوان است بالضروره ، يا ممتنع الحيوانيه است ، مانند جسم حيوان است بالامتناع يا امكان آن را دارد ، مثل سياهى كه از دور پيداست و ممكن است حيوان باشد . ( شىء سياه دور ، حيوان است بالامكان ) ولى وقتى واجب الوجود و دو قسم آن ( امكان و امتناع )
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 1 ، ص 91 .