تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
به‌ترتيب امكان عام - امكان عام آن است كه سلب ضرورت از طرف مقابل باشد ، خواه طرف موافق ، واجب باشد يا ممكن ، مثل « خدا عالم است » بالامكان العام كه طرف مقابل كه « خدا عالم نيست » ضرورت ندارد - يا امكان خاص - امكان خاص آن است كه سلب ضرورت از دو طرف باشد ، مانند « زيد عالم است » كه نه عالم بودن و نه عالم نبودن هيچ‌كدام براى زيد ضرورت ندارد - حاصل مىشود « 1 » ) . و لذا مفاهيم مواد ثلاث جز با تعريف‌هاى دورى ، تعريف نشده‌اند « 2 » ، مانند تعريف واجب به اين‌كه چيزى است كه از فرض عدمش محال لازم مىآيد . سپس تعريف محال كه همان ممتنع است به اين‌كه چيزى است كه واجب است كه نباشد يا نه ممكن است و نه واجب و تعريف ممكن به اين‌كه چيزى است كه وجود و عدمش ممتنع و محال نباشد ( كه تعريف واجب ، به كمك محال يا ممتنع است و ممتنع ، به واسطهء واجب و ممكن است و ممكن هم به كمك ممتنع است . ملاصدرا در اين باب مىفرمايد : اگر مايلى كه به وجهى از اين معانى ثلاث اطلاع حاصل كنى ، پس وجود را ذاتا بيّن و روشن در نظرت بياور ، چگونه چنين نباشد در حالىكه وجوب ، تأكّد وجود است و وجود ، اجلى و روشن‌تر از عدم است ، زيرا وجود ذاتا شناخته مىشود و عدم به وجهى به‌وسيله وجود معرفى مىگردد - عدم آن است كه « نه وجود » باشد - و امكان به سلب ضرورت از دو طرف - وجود و عدم - و امتناع به‌وسيلهء اثبات وجوب بر سلب شناخته مىشود « 3 » ) .

مواد ثلاث ، معقول‌اند ، نه محسوس

مواد ثلاث از مفاهيم معقول‌اند ، نه محسوس ؛ چنان‌كه حسّيون بر حسى بودن
هامش
( 1 ) . همان ، ص 83 - 84 . ( 2 ) . همان ، منهج ثانى ، فصل 1 ، ص 83 . ( 3 ) . همان ، ص 84 .