و عبد الرزاق لاهيجى هم كه وجود عرض را مفاد و مصداق كان ناقصه ( و وجود رابط ) دانسته است ، بهنظر ملا هادى سبزوارى ، وهمى بيش نيست ؛ زيرا عرض در هليت بسيطه بهصورت محمولى و مستقل ( و موضوعى ) واقع مىشود ، مانند « البياض « 1 » موجود ؛ سفيدى موجود است » و ملا هادى سبزوارى در آغاز بحث مواد ثلاث ، سه تقسيم را بهصورت طولى عنوان كرده است كه بيان شد .
و بالاخره تنها علامه طباطبائى يك مرحله را بهوجود رابط و مستقل اختصاص مىدهد و بهوجهى ، وجود هريك از آندو را به ديگرى قابل برگشت مىداند و آخر الامر ، وجود فى نفسه را به اعراض و صور و انواع تامه تقسيم مىكند . « 2 »
تذكر چند نكته درمورد وجود لغيره يا ناعتى
يكم : شكى نيست كه وجود اعراض از موضوع جوهرى خود مغايرت ندارد ، بلكه از شئون و مراتب جوهر است ، چون عرض هم وجود لغيره است و هم قائم به وجود جوهر است . « 3 »
بعضى معتقدند برطبق بيان و دليل گذشته اثبات نمىشود كه اعراض از مراتب جواهر هستند و الا صور منطبع در ماده ، هم از مراتب وجود مواد و شئون آنها محسوب مىشوند ، درحالىكه چنين نيست . پس صور تنها مباينت و انعزال از جواهر دارند ، « 4 » نه اينكه از مراتب جواهر باشند .
در جواب بايد گفت : صور منطبع در ماده ، مغايرت با مواد ندارند ؛ يعنى آنها ناعت و متكى محلّ خود مىباشند ؛ ولى از مراتب آن نيستند . ( چرا كه ناقص ، مرتبهاى
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . بداية الحكمه ، مرحله 3 و نهاية الحكمه ، مرحله 2 .
( 3 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 2 ، فصل 3 ، ص 32 و مرحله 5 ، فصل 4 ، ص 78 .
( 4 ) . تعليقة على نهاية الحكمه ، شماره 43 ، ص 64 .