رابطى ؛ يعنى عرضى « 1 » ( نه عرض كه عرضى مثل سفيد ، قابل حمل است ، مانند ديوار سفيد است و عرض نظير سفيدى كه غير قابل حمل است ) .
شبههاى درمورد مقولهء اضافه
اشكال ديگرى رخ مىنمايد كه اگر استقلال مفهومى نداشتن ، مستلزم ماهيت نداشتن است ، پس مقولهء اضافه هم نبايد استقلال مفهومى داشته باشد . علاوهبر اينكه نسبت در بعضى از مقولات ، مثل همان مقوله اضافه ، متكرر و متكثر است ، درحالى كه ماهيت معناى تكرارى و تعدادى ندارد و الا اعتبارى مىشود : « كل ما يلزم من تحققه تكرّره فهو اعتبارى » و حال آنكه مقولهء اضافه ، وجود فى نفسه و لغيره دارد و وجود فى غيره نيست ، لذا معناى استقلالى دارد .
علامه طباطبائى در جواب فرموده است : مقولهء نسبى عبارت است از هيئت حاصله براى شىء از نسبت چنين و چنانى كه قائم به شىء است ، نه اينكه آن ، عين و نفس نسبت باشد « 2 » و اين در صورتى است كه نسبت را امر واقعى و عينى بدانيم و الا اگر آن را امر انتزاعى و اعتبارى بدانيم ، نزاعى وجود ندارد .
فصل دوم : وجود رابط و مستقل ، نسبى است
الفصل الثانى : كيفية اختلاف الرابط . . . له من نفسه الّا الابهام .
فصل دوم : كيفيت اختلاف بين رابط و مستقل است . فلاسفه اختلاف كردهاند در اينكه : آيا تفاوت ميان وجود رابط و مستقل نوعى است ؛ بهمعناى اينكه وجود رابط داراى معناى تعلقى و ربطى و نسبى است كه تعقل و تصورش به نحو استقلال ممكن نيست و محال است كه از آن شأن ( تعلقى ) ، منسلخ و جدا بشود ؛ درنتيجه ( غيرممكن
هامش
( 1 ) . مرتضى مطهرى ، شرح منظومه ، ج 1 ، ص 229 - 230 ، پاورقى .
( 2 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 6 ، فصل 16 ، ص 126 .