است و سيمرغ معدوم است و شريك البارى معدوم است و معدوم در ذهن ، معدوم نيست » چرا كه عدم شيئيتى ندارد ، تا محكوم حكمى و يا قائم به دو طرف باشد و همچنين است قضاياى سالبه ، مانند « انسان سنگ نيست » ، زيرا در اينجا رابط از سنخ عدم است و عدم صلاحيت براى رابط بودن ندارد .
تفاوت وجود رابط در قضايا و حقايق
بعضى مثل صاحب تعليقه بر نهاية الحكمه گفتهاند : نتيجهاى كه از قضيه ثلاثى مىتوان گرفت اين است كه وجود رابط به موضوع و محمول متكى است ، درحالىكه درخارج ، وجود رابط مثل معلول تنها به علت ، وابسته است . بنابراين ميان قضايا و حقايق خارجى اختلاف شديدى وجود دارد . « 1 »
شايد در جواب بتوان گفت : علامه طباطبائى تنها خواسته وجود رابط را تحليل كند كه چگونه مندك و مستهلك در غير خودش است ، تا ذهن براى درك اينكه ماسواى خداوند هم در وجود بارىتعالى مستهلك و فانى است ، آماده شود . افزون بر آنكه قضيه حاكى از وجود عينى و خارجى است ، هرچند قضيه بر محور اصالت ماهيت و خارج براساس اصالت وجود استوار باشد . ضمنا رابط در معلوليت نسبى است .
شهيد مطهرى معتقد است تقسيمبندى بايد اينگونه باشد : بنابر اصالت وجود اگر به مفهوم وجود و صورت ذهنى آن ؛ يعنى به نحو قضيه ذهنيه نظر بيندازيم ، وجود يا محمولى و اسمى و استقلالى است كه صحيح است موضوع يا محمول واقع شود يا رابط و حرفى و فى غيره و غيرمستقل است ؛ يعنى رابط و پيونددهنده ميان دو مفهوم ديگر است و ديگر تقسيمبندى خالق و مخلوقى ندارد . و اگر به واقعيت وجود نظر بيندازيم ، وجود يا مستقل ؛ يعنى واجب الوجود است يا رابط ؛ يعنى ماسواى حضرت حق است و وجود رابط هم يا وجود نفسى - لنفسه - يعنى جوهر است يا وجود
هامش
( 1 ) . محمد تقى مصباح ، تعليقة على نهاية الحكمه ، شماره 38 ، ص 57 .