تمام انسانها مىتوانند در مسئله علم عين اشياى خارجى را از لحاظ ماهوى بيافرينند ؛ به اين معنا كه فعلوانفعالات مادى در وجود ذهنى از علل معدهاند و نفس از علل ايجادى انواع يافتهاى ظاهرى و باطنى و جزئى و كلى و معقولات ثانوى منطقى و فلسفى و اعتباريات نفس الامرى و . . . است .
ملاصدرا در اين زمينه مىفرمايد : « قد خلق النفس الانسانية بحيث لها اقتدار على ايجاد صور الاشياء المجردة و المادية لانها من سنخ الملكوت و عالم القدرة و السطوة « 1 » ؛ خداوند انسان را بهگونهاى خلق كرده است كه مقتدر بر ايجاد صور اشياى مجرد است » مانند كليات و صور مادى مانند احساس و خيال و در همين باب شيخ محى الدين اندلسى در كتاب فصوص الحكم فرموده است :
« بالوهم يخلق كلّ انسان فى قوة خياله ما لا وجود له الا فيها « 2 » » كه اين خصوصيت كه انسان بتواند چيزهايى را در قوت خيالش خلق كند كه در خارج يافت نشود ، براى همه است .
خداوند نفس انسانى را مثال ذات و صفات و افعال خود قرار داده است ، نه اينكه او را مثل خود آفريده باشد ، زيرا فرمود :
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ .
لهذا ما مىتوانيم بهعنوان خليفة اللهى ، مثال و نمود و نمونهء حضرت حق بشويم ، نه مثل و نظير او در ذات و افعال و نعوت كه شرك محض است . به عبارت ديگر ، بشر آنگونه كه بيان شد ، خلق شده است تا معرفتش نردبان معرفت حضرت إله بشود كه بيان ملاصدرا هم ، آن را تأييد مىفرمايد : « فانه تعالى منزّة عن المثل لا عن المثال فخلق النفس مثالا له ذاتا و صفاتا و افعالا ليكون معرفتها مرقاة لمعرفته « 3 » » .
اوج اين سخنها در كلام على عليه السّلام است كه مىفرمايد : « قلعت باب خيبر بقوّة ربانية
هامش
( 1 ) . همان ، ص 264 .
( 2 ) . همان ، ص 266 .
( 3 ) . همان ، ص 265 .