تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
حقيقيه باطل مىگردد » . منظور از قضيهء حقيقيه ، قضيه‌اى است كه حكم روى طبيعت كلى موضوع مىرود و شامل ماهيت آن مىشود ، خواه افرادش موجود باشد ، خواه موجود نباشد . درواقع ، ذهن در دايره‌اى وسيع‌تر از افراد محقق حكم مىكند ؛ يعنى بر افراد مقدر هم حكم مىشود ، لذا قضيه حقيقيه عينا يك قضيه حمليه است ، نه شرطيه ، چون آن‌جا كه حكم به ماهيت شىء تعلق مىگيرد ، به قضيهء شرطيه منحل نمىشود « 1 » ، مثل هرآهنى در اثر حرارت منبسط مىشود و مجموعه زواياى مثلث دو قائمه است ، ولى احكام شرعيه ، مثل خمر حرام است و . . . از قضاياى خارجيه و مربوط به وجود خارجى است ، لذا به قضيه شرطيه منحل مىشود . ماهيت ذهنى ، آثار خارجى مقولهء خود را ندارد ، بلكه آن ، تنها از نظر مفهومى از مقولهء خود مىباشد و حكايت مىكند ؛ پس مثل انسان ذهنى اگر چه جوهر ، جسم نامى و . . . است ، لكن آن ، همان ماهيت « نه در موضوع و مستقل » از جهت اين‌كه جوهر است و اين‌كه آن ، داراى ابعاد سه‌گانه ، از جهت اين‌كه جسم است و . . . نمىباشد . بنابراين ، براى انسان ذهنى ، جز مفاهيمى كه در حد و تعريف آن مىآيند كه عبارت‌اند از اجناس و فصولى كه آثار خارجى نداشته باشند ، وجود ندارد . به اين ترتيب ، مىتوان گفت : جوهر ذهنى ، تنها جوهر ذهنى است ، به حمل اولى كه اين تنها حكايت از معناى جوهر خارجى دارد و جوهر ذهنى ، جوهر خارجى نيست ، بلكه كيف نفسانى است ، به حمل شايع صناعى كه اين با قطع‌نظر از خارج است . خلاصه اين‌كه ، چند قضيه وجود دارد : 1 . جوهر ، جوهر است به حمل اولى و جوهر بالعرض كيف نفسانى است ؛ 2 . جوهر ، جوهر نيست ، به حمل شايع صناعى ، بلكه بالذات كيف نفسانى است . 3 . جوهر خارجى داراى آثار خارجى است كه به ذهن نمىآيد ، لذا ماهيتى است كه در خارج مستقل و لا فى موضوع است و آن را ، معلوم بالعرض مىنامند .
هامش
( 1 ) . شرح مبسوط منظومه ، ج 1 ، ص 288 - 295 .