اشكال ششم : ايراد علماى طبيعى به وجود ذهنى
الاشكال السادس : أنّ علماء . . . الخارجيّة بأنفسها فى الأذهان .
اشكال ششم ، اين است كه علماى طبيعى بيان كردهاند كه احساس و تخيل ، به واسطهء حصول صور اجسام مادى با نسب و خصوصيات خارجى ، در اعضاى حاسه ( اعضاى ادراكى ) و انتقال آنها به دماغ ( و مغز ) ، توأم با ( نوعى ) تصرف از ناحيهء اعضاى حاسه در صور اجسام مادى ، بهحسب خواص ويژهء اعضاى ادراكى مىباشند .
و انسان به خصوصيت مقادير ، ابعاد و اشكال اجسام مادى با نوعى از مقايسه ميان اجزاى صورى كه نزدش حاصل شده است ، طبق آنچه در محل خود به تفصيل بحث كردهاند ، انتقال مىيابد و با اينحال ، مجالى براى قول به حضور خود ماهيات خارجى در اذهان وجود ندارد . ( نورى به شىء مرئى مىخورد و منعكس مىشود و داخل چشم مىگردد و تصويرى روى پرده شبكيه قرار مىگيرد و اعصاب بينايى منتشره در سطح شبكيه ، آن تصوير را به مغز انتقال مىدهند و آنچه ما مىبينيم ، نه عين تصوير بر روى پردهء شبكيه است و نه عين اشياى خارجى است ، بلكه همان تعبيرى است كه مغز از آن صور مىكند ، لذا رؤيت كاملا مغاير با خارج است و كوچكى و بزرگى هم براساس مقايسه ميان تصاوير صورت مىگيرد ؛ مثلا انسان از اندازه چشم و گوش خود آگاه است ، لذا وقتى تصوير چيزى دو برابر تصوير چشم يا گوش باشد ، مىفهمد آن شىء خارجى دو برابر چشم يا گوش است ؛ درنتيجه ما به كوچك و بزرگى نسبى ، نه مطلق ، راه پيدا مىكنيم ) .
جواب اشكال
و الجواب عنه : أنّ ما ذكروه . . . و لازم ذلك السّفسطة ضرورة .
جواب به آن اشكال اين است كه آنچه از قبيل فعل و انفعال و تأثير و تأثر مادى ، در