جواب اشكال
و الجواب عنه : أنّ الحقّ ، كما . . . العلميّة الجزئيّة المثاليّة عندها .
جواب اشكال اين است كه حق و صحيح اين است كه صورت ادراكى جزئى ، غيرمادى ، بلكه مجرد به تجرد مثالى است كه در آن ( صورت ) ، آثار ماده از جمله مقدار ، شكل و غير آن دو ( مثل كيف ، وضع و جهت ) ، نه خود ماده ، وجود دارد ، چنانكه ( بيان آن در مرحلهء يازدهم ، فصل دوم ) خواهد آمد ( و تجرد عقلى علاوه بر اينكه ماده ندارد ، آثار ماده مثل مقدار ، شكل و . . . را نيز ندارد ) ، پس صورتهاى ادراكى براى نفس ، در مرتبهء تجرد مثالىاش حاصل است ، بدون اينكه در جزء بدنى يا قوهء متعلق به جزء بدنى ، منطبع و منتقش گردد .
( ملاصدرا درمورد بصر مىفرمايد : در كيفيت ابصار اختلاف وجود دارد ؛ پس طبيعيون گفتهاند كه انطباع شبح و عكس مرئى ، در جزء رطوبت جليديه و مردمك چشم كه شبيه برد و تگرگ و جمد و برف است منطبع مىشود ، لذا آن جليديه مثل آينه است كه وقتى مقابل آن ، چيز رنگى روشن قرار گيرد ، صورت آن چيز در آن آينه قرار مىگيرد ؛ چنانكه صورت انسان در آينه قرار مىگيرد ، نه اينكه از چيز رنگى ، شيئى جدا شود و به طرف چشم ميل پيدا كند ، بلكه به اين است كه مثل صورت شىء در آينه ، در چشم بيننده ، حادث شود و استعداد حصول تصوير آن شىء با مقابله مخصوص و با واسطهء هواى شفاف - و با فاصلهء مناسب - است « 1 » .
شيخ اشراق معتقد است : ابصار تنها بهوسيلهء مقابله شىء مستنير در مقابل چشم سالم است ، زيرا بهوسيله آن مقابله براى نفس ، علم اشراقى حضورى بر مرئى و شىء ديده شدنى حاصل مىشود ، پس شخص مىبيند « 2 » ) .
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 8 ، فصل 6 ، فى البصر ، ص 178 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 301 .