تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
اين‌كه اين معانى براى نفس و ذهن حاصل شده باشند و به‌وسيله آن ( نفس ) قيام پيدا كنند .

پاسخ اشكال سوم

و الجواب عنه : أنّ المعانى . . . و قيام ما هى هى بالحمل الأوّلىّ . پاسخ به آن اشكال ، اين است كه معانى خارجى ، مانند حرارت و برودت و مثل آن دو ( كه با وجود خارجى و آثارشان توأم‌اند ) در اذهان ، تنها به ( حصول ) ماهيات آن‌هاست ، نه به وجود خارجى و عينى آن‌هاست و آن معانى ( كه در خارج با وجود عينى و در ذهن تنها ماهيت‌شان وجود دارد ) بر آن ماهيات و صور ذهنى صادق هستند ، به حمل اولى ، نه به حمل شايع و آنچه موجب اتصاف ( ذات به ) حصول اين معانى مىشود ( كه مثلا موصوفى واقعا به صفت گرمى يا سردى متصف شود ) به سبب وجود خارجى آن معانى و قيام آن‌ها به موضوعات خارجى آن‌هاست . ( مثل قيام سردى واقعى به يخ در خارج ) . نه اين‌كه منظور حصول ماهيات آن معانى ( كه صرفا مفهومى بيش نيستند ) براى موضوعات آن‌ها ( كه همان ذهن يا نفس هستند ) باشد و نه اين‌كه منظور قيام ماهياتى كه فقط ماهيات هستند ، به نفس ، به حمل اولى ، باشد ( بلكه منظور حصول ماهيات توأم با وجود آن‌ها براى موضوعات آن‌هاست كه داراى اثر هستند . هرصورت ذهنى از يك لحاظ ، يعنى از جهت مقايسه با خارج ، عين همان ماهيت معلوم است كه در خارج بوده است ؛ يعنى بر هرصورت ذهنى ، همان ماهيت معلوم را مىتوان حمل و تطبيق نمود ، به حمل اولى ذاتى . ولى از لحاظ ديگر ؛ يعنى بدون مقايسه با خارج و با حمل شايع ، ماهيت معلوم ، قابل انطباق بر صورت‌هاى ذهنى نمىباشد ، بلكه فقط ماهيت كيفيت را مىتوان بر آن تطبيق كرد و در عين حال تناقض‌گويى هم به عمل نيامده