مقايسهء ذهن با خارج ) ، كيف ( نفسانى ) است و اينكه صورت ذهنى ، بالعرض و المجاز ( و با مقايسهء ذهن با خارج ) كيف ( نفسانى ) است » ، روشن مىگردد .
( نظر حكيم سبزوارى اين است : ) وجود آن صور ( ذهنى ) ، فى نفسه و در ذات خود و وجود آن صور ( ذهنى ) براى نفس ، يكى است و آن وجود و ظهور ( علمى ) براى نفس ، ضميمهاى زايد بر وجود نفس نيست كه ( آن ضميمه ) ، كيف ، در نفس ( انسان ) باشد ، براى اينكه وجود خارجى آن صور ذهنى ، بهطور كلى ( در ذهن ) باقى نمانده است ( زيرا اساسا وجود خارجى به ذهن نمىآيد ، بلكه رابطهء ما با خارج از طريق ماهيات است ) .
و هركدام از ماهيات ( خارجى ) آن صور ، از مقولهء خاص خودش است ( كه اگر جوهر باشد ، جوهر است و اگر عرض باشد ، عرض است و آثار مقولات در خارج بر اشيا و ماهيات خارجى بار مىشود ، نه بر ماهيات ذهنى ) و به اعتبار وجود ذهنى ، آن ماهيات ، نه جوهرند و نه عرض ( به حمل شايع ، جوهر و عرض ذهنى همان جوهر و عرض خارجى توأم با آثارشان نيستند ) و ظهور آن صورتهاى علمى نزد نفس ، سواى ( ظهور ) آن ماهيات ( خارجى ) و وجود ( ذهنى آن ماهيات ) نيست ، ( خواه علم را عبارت از ظهور لدى النفس يا وجود للنفس بدانيم ) ، زيرا ظهور شىء ، امرى ضميمهء آن شىء نيست ( تا ظهور براى آن شىء ؛ يعنى نفس به صورت كيف آن درآيد و ضميمه آن شود .
پس ظهور براى شىء ، فقط ظهور همان شىء است ، نه ظهور چيزى زايد ) و الا اگر ظهور شىء همان امر ضميمهاى باشد ، ظهور آن ظهور است ، نه ظهور آن شىء . ( به اين معنا كه ظهور براى شىء ، دو چيز نيست كه يكى ظهور باشد و ديگرى ، شىء و الا ظهور ، ذاتا از آن ( آن امر انضمامى يا ) خود ظهور است و براى شىء ، بالعرض ظهور پيدا كرده است . به عبارت ديگر ، ظهور براى نفس ، ضميمهء نفس نيست و الا تنها ظهور ، ظاهر مىشود ، نه اينكه ظهور براى نفس ، تحقق يابد . ) و در آن موطن ( ذهن ) ،
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 131
مساهمون: رحمت الله شريفي نجف آبادى
ص١٣١