تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
قارند ) و منقسم در دو جهت است ، موجب اندراج مثلا سطح ، تحت كمّ و متصل نمىشود ، تا اين‌كه ذاتا قابل انقسام بشود از جهت اين‌كه كمّ است ( و آن سطح ) مشتمل بر فصل مشترك ميان ( خط و سطح و حجم ) بشود ، از جهت اين‌كه متصل است و همين‌طور . . . .

چرا « صرف صدق مفهومى بر چيزى موجب اندراج است » صحيح نيست ؟

و لو كان مجرّد صدق مفهوم على . . . فى الوجود الخارجىّ دون الذهنىّ . و اگر مجرد صدق مفهومى بر چيزى ، موجب اندراج ( و منشأ اثر آن چيز ) بشود ، هرمفهوم كلىاى ، فرد ( و مصداق و داراى منشأ اثرى ) براى خودش مىشود ، زيرا مفهوم كلى ، بر خودش صادق است ، به حمل اولى . ( در اين صورت در « انسان ، انسان است » بايد انسان موضوع ، فرد انسان محمول بشود ، درحالىكه چنين نيست ؛ بلكه فرد انسان خارجى ، مثل زيد ، مصداق و مندرج در انسان است ؛ يعنى انسان جزئى ، فرد و مصداق انسان است ) . لذا اندراج بر ترتب آثار ( خارجى ) توقف و تكيه دارد و تنها در وجود خارجى ، نه در وجود ذهنى ، ترتب آثار تحقق دارد .

وجود ذهنى با مقايسه با خارج و بدون آن

فتبيّن : أنّ الصورة الذهنيّة . . . اللهمّ الّا تحت مقولة الكيف بالعرض . پس روشن شد كه صورت ذهنى ، مندرج تحت چيزى نيست كه مقولات بر آن چيز صادق هستند . ( به اين معنا كه صورت ذهنى ، مصداق مقولات قرار نمىگيرد ، به حمل اولى ، بلكه آن مفهومى بيش نيست ) ، چون آثار خارجى آن مقولات ، مترتب بر صورت ذهنى نيستند ، ولى بدون شك ، آثار معلوم خارجى ( معلوم بالعرض ) كه مترتب بر صورت ذهنى نيستند ، از جهت مقايسهء وجود ذهنى با ما بحذا و مقابل آن‌كه وجود خارجى است ، مىباشند ، اما از جهت اين‌كه وجود ذهنى ، چه حالّ و غير راسخ
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 129 | رحمت الله شريفي نجف آبادى