ب ) پاسخ صدر الدين دشتكى ، برمبناى انقلاب است
و منها : ما عن بعض القائلين بأصالة . . . الكائن و الفاسد لمادّيّين .
و از جملهء پاسخهاى ديگر ، پاسخى از بعضى قائلان به اصالت ماهيت ( مثل سيد سند ، صدر الدين دشتكى شيرازى ، پدر مير غياث الدين دشتكى « 1 » ، صاحب حواشى بر تجريد الكلام ، متوفاى قرن دهم « 2 » ) است كه صورت حاصل در ذهن از ماهيات خارجى خود ، منسلخ و جدا و منقلب به كيف مىشود . بيان و توضيح آن اينكه ، موجوديت ماهيت بر خود ماهيت مقدم است ؛ پس با قطع نظر از وجود ، هرگز ماهيت معنا ندارد ( تا گفته شود آن ماهيت كه در ذهن آمده است ، كيف نفسانى مىگردد . البته اين بيان با اصالت ماهيت مورد اعتقاد وى ، سازش ندارد ) ، درحالىكه وجود ذهنى و خارجى ، در حقيقت ، مختلف هستند ، لذا وقتى وجود با صيرورت وجود خارجى به ذهنى تبديل يافت ، جايز است كه ماهيت منقلب بشود ، به اينكه جوهر يا كمّ يا غير آن ( مثل كيف محسوس ) ، به كيف ( نفسانى ) تبديل بشود .
بنابراين ، شىء با نظر به ذاتش ، حقيقت معينى ندارد ، بلكه وقتى كيفيت ذهنى در خارج يافت بشود ، يا جوهر است ، يا غير آن و وقتى جوهر خارجى در ذهن يافت بشود ، كيف نفسانى است و اما ( براى رفع اشكال ) مباينت ماهيت ذهنى با ماهيت خارجى ، با اينكه حصول خود اشيا ( و ماهيات خارجى آنها ) در ذهن ادعا شده است كه همين ، مقتضى اصل مشتركى ميان خارج و ذهن است .
در تصوير ( و ترسيم امر مشترك ) آن ، كافى است كه عقل ، امر مبهمى كه مشترك ميان وجود ذهنى و خارجى است ( مثل شىء ) تصور كند كه به وسيله آن ( امر مشترك ؛ يعنى شىء ) تصحيح و تجويز شود كه آنچه در ذهن
هامش
( 1 ) . همان ، ص 271 .
( 2 ) . حاج شيخ عباس قمى ، سفينة البحار و مدينة الحكم و الآثار ، ج 2 ، ص 17 .