تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
( قول به اشباح ) را دانستى ( كه آن ، به سفسطه و عدم واقع‌نمايى علم منجر مىشود ) .

الف ) پاسخ فاضل به اشكالات مذكور و نقد آن

و قد اجيب عن الاشكال بوجوه : . . . الجهل و تصير و صفا لنا نتّصف به . به اشكالات ( مذكور ) ، به وجوهى پاسخ‌هايى داده شده است . از جملهء آن پاسخ‌ها ، پاسخ بعضى از صاحب‌نظران ( مثل فاضل قوشچى ، فيلسوف قرن نهم ) است كه علم غير از معلوم است ؛ پس در موقع حصول ماهيتى از ماهيات خارجى در ذهن ، دو امر به‌وجود مىآيد : يكى از آن دو ، خود ماهيت حاصل ( در ذهن ) برطبق آنچه در خارج وجود دارد مىباشد و آن همان معلوم است و آن ، قائم به نفس نيست ، بلكه به خودش قائم مىباشد و آن ، مانند حصول شىء در زمان و مكان ، در ذهن حاصل است . ( همان‌گونه كه اگر چيزى در مكان و زمان قرار گيرد ، ماهيتش عوض نمىشود ، معلوم هم در ظرف ذهن ، همان‌گونه كه در خارج هست ، در ذهن حاصل مىشود ) و ديگرى ، صفت براى نفس و قائم به آن است كه به‌وسيلهء آن ، جهل از نفس طرد مىشود و آن ، علم است و بنابراين ، معلوم ، مندرج تحت مقوله خارجى خودش است ، خواه جوهر باشد يا كم يا غير آن ( مثل كيف ) و علم ، كيف نفسانى است ( و عين ماهيت خارجى نيست ) ، پس اساسا اجتماع براى دو مقوله در يك چيز ( در ذهن ) وجود ندارد . اشكال ( نظر فاضل قوشچى ) اين است كه آن ( دو امر معلوم و علم ) ، خلاف چيز ( و دركى ) است كه آن را از جانب نفس‌ها ( و وجدان‌هاى ) خود ، در موقع علم ، مىيابيم . پس بدون شك صورت حاصل در نفوس ما ، در موقع علم به شىء ، عينا عبارت از علمى است كه از ما ، جهل را طرد مىكند و آن ( علم ) وصف ما مىگردد كه ما متصف به آن مىگرديم ، ( يعنى عالم مىشويم ) .
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 122 | رحمت الله شريفي نجف آبادى