تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
باطل الذات‌اند و براى آن‌ها ماهياتى نيست و تنها عقل مفهومى براى امر باطل الذاتى ، مثل شريك البارى و اجتماع نقيضين و غير آن دو خلق و جعل مىكند . در پاسخ مىگوييم : همانا براى اين مفهومى كه عقل خلق مىكند ، ثبوتى ، به سبب موقعيت حمل و براساس قاعده فرعيت وجود دارد و وقتى معروض در خارج نباشد ؛ پس در موطن ديگر است كه آن را ذهن مىناميم ) و ايجاب ، اثبات است و اثبات شىء براى شيئى ، فرع ثبوت مثبت له ( موضوع ) است ؛ پس براى اين موضوع‌هاى معدوم ( در خارج ) ، وجود و ثبوتى است ( و الا حكمى روى آن‌ها بار نمىشد ) و چون ( وجود و ثبوت آن‌ها ) در خارج نيست ، لذا در موطن ديگر وجود دارد كه آن را ذهن مىناميم . « 1 »

دومين دليل

الثاني : أنّا نتصوّر أمورا تتّصف . . . موطن آخر ، و نسمّيه الذهن . دوم : اين‌كه ، ما امورى را كه به كليت و عموم متصف مىكنيم ، تصور مىكنيم ، مانند انسان كلى و حيوان كلى و تصور ، اشارهء عقلى است كه تحقق ندارد مگر به‌وسيلهء مشار اليه موجود و وقتى براى كلى ، از جهت اين‌كه كلى است ، در خارج وجودى نيست ، پس آن مشار اليه كلى در موطن و ظرف ديگر موجود است كه آن را ذهن مىناميم .

سومين دليل

الثالث : أنّا نتصوّر الصّرف من . . . موطن آخر ، نسمّيه الذهن . سوم : اين‌كه ما صرف و خالص از هرحقيقتى را تصور مىكنيم و آن ، همان حقيقتى است كه از آن ، چيزهايى ( مثل موضوع ، زمان و مكان خاص و . . . ) كه با خلط و انضمام ، اضافه مىشوند ، حذف شده‌اند ، مانند بياض و سفيدى كه باحذف از تمام آلودگىهاى بيگانه ، تصور شده‌اند و صرف و خالص هرچيزى ، تثنيه‌بردار و تكرارپذير نيست .
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 1 ، ص 268 .