تُرْجَعُونَ
« 1 » ؛ [ كافران از روى تعجب و انكار ] گفتند : آيا پس از آنكه ما در زمين [ تبديل به خاك و در خاك ] و نابود شديم ، باز از نو زنده خواهيم شد ؟ بلى ، [ البته زنده خواهند شد ] ليكن آنها به شهود و لقاى خداىشان از روى جهل كافرند . [ اى رسول ما به آنها ] بگو : فرشتهء مرگ كه مأمور قبض روح شماست ، جان شما را خواهد گرفت و پس از مرگ به سوى خداى خود بازمىگرديد .
كه مقصود كفار از ضلالت خود ، نابود شدن است كه مدعاى آنها عين مسئله محاليت اعادهء معدوم است . آنها منظورشان اين است كه بدن ما كه نيست شد ، چگونه در خلقت جديدى قرار خواهد گرفت ؟ آيه در مقام پاسخ مىفرمايد : ما تمام شما « كم » را مىگيريم ، نه جسمتان را و تماميت انسان به روح اوست ، چون بدن و تن و جسم ، ناقص و كم و گموگور مىشود .
بايد دانست در روز قيامت مثل بدنهاى انسان خلق مىشود كه خدشهاى به وحدت شخصيت او نمىرساند .
آنجا كه كفار بعيد مىدانستند بدنها دوباره زنده شود ، حضرت حق در جواب مىفرمايد :
أَ وَ لَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ . . .
« 2 » . و آنجا كه تصور مىشود نابود شدن ابدان مانع قيامت است جواب خداوند آيه
وَ قالُوا أَ إِذا ضَلَلْنا . . .
است . پس اصالت انسان به شخصيت اوست و تنها آن ، تشخص و وحدت دارد و با مرگ نابود نمىشود ؛ چنانكه آيهء :
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ . . .
بِقادِرٍ عَلى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى
« 3 » و « 4 » بيانگر آن است .
هامش
( 1 ) . همان ، آيه 11 .
( 2 ) . يس ، آيه 81 .
( 3 ) . الميزان فى تفسير القرآن ، ذيل آيات مذكور .
( 4 ) . احقاف ، آيه 33 .