ترموديناميك اصل آنتروپى را اثبات كردهاند كه پايهء اصل بقاى ماده را متزلزل كرده است ؛ « 1 » يعنى گفتهاند : عالم روبه پيرى سير مىكند .
قرآن و مسئله معاد
در قرآن مسئله معاد بهمعناى اعادهء معدوم نيست ، زيرا اگر معاد از نظر جسم مطرح باشد ، منطق قرآن اين است كه مردهها زنده مىشوند ، نه اينكه معدومها بار ديگر موجود گردند . در قرآن كريم آمده است :
قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ ؟ قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ
« 2 » ( ابىّ بن خلف ) پرسيد : چه كسى استخوانها را كه پوسيدهاند زنده مىكند ؟ [ اى پيامبر ] بگو كسى آنها را زنده مىكند كه اول دفعه آنها را ايجاد كرده است .
و اگر معاد از نظر روحى موردنظر باشد ، بيان قرآن اين است :
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها
« 3 » ؛ خداوند به وقت مرگ ارواح خلق را مىگيرد و آن را كه هنوز مرگش فرانرسيده ، نيز در حال خواب روحش را قبض مىكند ، پس مردن نيستى نيست ، بلكه آن فقط انتقال از عالمى به عالم ديگر است ؛ به دليل اينكه « توفى » ؛ يعنى به تمام وجود تحويل گرفته شدن ، زيرا آن از ماده « وفى » است ، نه از ماده « فوت » . به اين ترتيب ، توفى بهمعناى استيفا و به تمام وجود بازستاندن است و متوفّى ؛ يعنى استيفاشده ؛ به همين جهت كسى كه از كسى طلبى دارد ، وقتى تمام دين و كل طلب خود را از او مىگيرد ، استيفا كرده است .
باز قرآن مىفرمايد :
وَ قالُوا أَ إِذا ضَلَلْنا فِي الْأَرْضِ أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ كافِرُونَ
« 4 » و
قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ
هامش
( 1 ) . همان ، ج 3 ، ص 95 ، پاورقى مطهرى .
( 2 ) . يس ، آيات 78 - 79 .
( 3 ) . زمر ، آيه 42 .
( 4 ) . سجده ، آيه 10 .