پاسخ اين است كه ، چنين نيست كه هرآنچه واقعيت دارد و از حقايق عينى عالم امكان بشمار مىرود ، داخل در يكى از مقولههاى دهگانه باشد . ولى در عين حال همهء ماهيات امكانى مندرج در يكى از آنها خواهند بود .
بهتر است اين مطلب را از زبان حكيم بلندپايهء اسلامى صدرالمتألهين بشنويم ، نامبرده نخست اشكالى را درمورد اينكه همهء حقايق امكانى مندرج در يكى از مقولات دهگانه مىباشند اين گونه يادآور شدهاند :
« برخى از امور داخل در مقولات دهگانه نيستند كه عبارتند از : « وحدت » ، « نقطه » ، « آن » ، « وجود » ، « شيئيت » ، « حركت » ، « مفاهيم و اعتبارات عامه » « 1 » ، « فصول بسيطه » ، « مفهوم مشتقات » مانند ابيض ، حارّ و مانند آن ، و نيز اعدام از قبيل عمى و جهل ، ( امور ياد شده داخل در هيچيك از مقولات دهگانه نيستند . )
آنگاه در پاسخ مىگويد :
« درمورد اعدام ملكات يادآور مىشويم كه اگر آنها را از آن نظر كه عدم هستند ملاحظه نمائيم حتما بايد خارج از مقولات باشند ، زيرا سخن ما دربارهء موجودات است و اگر آنها را از جنبهء ملكات مطالعه كنيم ، مانند علم و بصر ، در اين صورت اين امور عدمى بازگشت به ملكات مىكنند لكن نه بالذات بلكه بالعرض و سخن ما در موجودات بالعرض نيست .
مشتقات و مركبات نيز به اين جهت خارج از مقولاتند كه وحدت در آنها محقق نيست ، و در تقسيم ممكن به مقولات دهگانه ، همانگونه كه وجود معتبر است ، وحدت نيز معتبر است .
و خارج بودن وجود از مقولات امرى طبيعى است زيرا مقولات ، مربوط به ماهيات مىباشند ، از اينجا وضع وحدت و حركت هم روشن مىشود ، زيرا وحدت از نظر ما عين وجود است و حركت هم نحوهاى از وجود مىباشد ( وجود سيّال و متغير بالذات ) .
هامش
( 1 ) مانند : عليت ، معلوليت ، وحدت ، كثرت و . . . و بهطور كلى معقولات ثانيه .