ه - نظريه صاحب بصائر و شيخ اشراق درمورد تعداد مقولات .
درمورد مطلب اوّل و دوّم فرمودهاند : ماهيت از نظر وجود خارجى از دو حال بيرون نيست :
1 - به موضوعى كه آن موضوع بىنياز از ماهيت باشد نياز ندارد ، اين ماهيت را « جوهر » مىنامند .
2 - به موضوعى كه در وجود خود بىنياز از آن ماهيت است احتياج دارد ، اين ماهيت را « عرض » مىنامند .
و درمورد مطلب سوّم ، مصنف ( ره ) وجود جوهر و عرض را در خارج ، امرى بديهى و بىنياز از دليل دانستهاند .
آنگاه تعداد مقولات را مطابق با نظريهء فلاسفه مشاء يادآور شدهاند كه آنان به يك مقولهء جوهرى و نه مقولهء عرضى معتقد مىباشند ، ولى صاحب بصائر معتقد به چهار مقوله است ، زيرا هفت مقوله نسبى در نظام فلسفى مشائين را يك مقوله دانسته است و شيخ اشراق نيز با او در اين جهت موافقت نموده ، ولى حركت را مقوله جداگانهاى بشمار آورده و درنتيجه تعداد مقولات را پنج عدد دانسته است .
آنچه مؤلف « البصائر » ، در كتاب البصائر النصيريه درمورد تعداد مقولات آورده ، همان نظريه مشهور ميان مشائين است ، ولى درعينحال نظريه مزبور منسوب به وى مىباشد « 1 » .
شيخ اشراق وجه منحصر بودن مقولات را در پنج مقوله چنين بيان كرده است : « ماهيت يا جوهر است و يا غير جوهر كه به آن عرض و هيئت گفته مىشود و هيئت دو گونه است : يا ثبات آن قابل تصور است يا ثبات براى آن قابل تصور نيست ، قسم دوّم « حركت » است و قسم اوّل ( هيئتى كه ثبات آن قابل تصور است ) يا بدون مقايسه با هيئت ديگر قابل تعقل و تصور نيست ، اين مقوله « اضافه » است
هامش
( 1 ) به اسفار ، ج 4 ، ص 4 ، شرح الهداية الاثيرية ، ص 264 رجوع شود .