2 - برهان شيخ ( وسط و طرف ) : حاصل اين برهان ( همانگونه كه در متن آمده است ) اين است كه :
1 - هريك از آحاد اين سلسله ( غير از معلول اخير ) هم معلول است و هم علت .
2 - معلول اخير فقط معلول است .
3 - آنچه هم معلول است و هم علت ، معنون بهعنوان « وسط » مىباشد « 1 » ، در مقايسه با آنچه فقط معلول است كه عنوان طرف بر او منطبق است .
4 - عنوان وسط بودن ، بدون تحقق عنوان دو طرف معقول نيست ، عنوان وسط هرجا منطبق گردد ، حتما بايد دو طرف براى او ملحوظ گردد ، مثلا وقتى گفته مىشود « وسط الطريق » مقصود نقطهاى است كه نسبت به دو طرف راه ، فاصلهء يكسان دارد ، حضرت على ( ع ) مىفرمايد « اليمين و الشمال مضلّة و الطريق الوسطى هى الجادة » ( نهج البلاغه خطبه / 16 ) ملاحظه مىشود كه براى طريق وسط ، دو طرف يمين و شمال در نظر گرفته شده است .
بنابراين باتوجه به اينكه بر مجموع اين سلسله ( غير از معلول اخير ) عنوان وسط ( معلول بودن و علت بودن ) منطبق است ، حتما بايد عنوان دو طرف هم براى آن محقق باشد ، درحالىكه بنابر عدم تناهى سلسله ، تنها يكطرف تحقق دارد .
نتيجه اين مىشود كه « وسط » بدون « طرف » تحقق يافته است ، و آن محال است . و اين محال لازمهء عدم تناهى سلسلهء علل و معاليل است و چون مستلزم محال ، محال است ، پس عدم تناهى سلسلهء علل و معاليل محال مىباشد .
بررسى اين برهان : در اينجا سؤالى به ذهن ميرسد و آن اينكه : آيا ركن اصلى برهان شيخ عنوان وسط و طرف است و حقيقتا او مىخواهد از طريق اينكه
هامش
( 1 ) براى روشن شدن اين مطلب بهتر است در آغاز علتى را كه معلول نيست هم فرض كنيم ، همان گونه كه شيخ هم نخست آن را فرض نموده است .