فرض و تصور ذهنى انسان است ، مانند اينكه در اعداد گفته مىشود هرعددى فرض كنيم مىتوان عدد ديگرى بزرگتر از آن را فرض كرد و اين خارج از بحث ما است .
و به عبارت ديگر در تسلسل باطل سه شرط معتبر است :
1 - تحقق عينى داشته باشند ( وجود بالفعل ) .
2 - وجود هريك مترتب بر ديگرى باشد .
3 - همهء آنها اجتماع در وجود داشته باشند .
بنابراين نامتناهى بودن در اعداد محال نيست ، زيرا اين سلسله نامتناهى وجود عينى ندارند .
در حركتهاى دورى مانند حركت زمين نامتناهى بودن اشكالى ندارد ، زيرا اين حركتها متعاقب يكديگر موجود مىشوند و مجتمع در وجود نيستند .
بر نظريهء آنان كه مىگويند ارواح پس از مفارقت از ابدان در عالم موجودند و نامتناهى ، اشكال تسلسل وارد نيست ، زيرا ميان آنها ترتب وجودى ( رابطه على و معلولى ) برقرار نيست « 1 » .
د - براهين بطلان تسلسل
بر ابطال تسلسل علل و معاليل ، براهين متعددى از جانب متكلمان و فلاسفه بيان گرديده است در اسفار ده برهان بر ابطال تسلسل ذكر شده است كه اولين آنها همان برهان « وسط و طرف » ابن سينا است كه مصنف ( ره ) نيز هم در بدايه و هم در نهايه آن را يادآور شده است ، و در متن ( بدايه ) آن را محكمترين براهين خوانده و خود برهان ديگرى را بر ابطال تسلسل ذكر نموده است ، و در حواشى اسفار آن را قريب المأخذ به برهان « ترتب كه يكى از براهين دهگانه است بهشمار آوردهاند ، ولى در نهاية الحكمه علاوهبراين دو برهان ، برهان فارابى را كه به برهان « أسدّ
هامش
( 1 ) حكمت قديم ، محمد حسين فاضل تونى ، ص 30 ، نهاية الحكمه ، مرحله ( 8 ) ، فصل ( 5 ) .