محقق طوسى ( ره ) نيز بر ابطال تسلسل برهان روشنى ذكر نموده است كه يادآور مىشويم :
« و لا يتراقى معروضاهما فى سلسلة واحدة ألى غير النهاية لان كل واحد منها ممتنع الحصول بدون علة واجبة لكن الواجب بالغير ممتنع ايضا ، فيجب وجود علة لذاتها هى طرف » « 1 »
ترجمه : معروض آندو ( علت و معلول ) در يك سلسله ، تا بىنهايت بالا نمىرود ، زيرا تحقق هريك از اين سلسله بدون علتى كه هستى آن را واجب نمايد ، محال است و واجب بالغير هم ممتنع است ، پس بايد علتى واجب بالذات باشد كه در طرف اين سلسله قرار دارد .
شرح : برهان خواجه برپايهء امكان و وجوب استوار است ، توضيح آنكه ، در سلسلهء موردنظر بيشاز سه فرض متصور نيست :
1 - همهء آنها واجب الوجود بالذات هستند .
2 - همهء آنها ممكن الوجود بالذات هستند .
3 - برخى ممكن الوجود بالذات و برخى واجب الوجود بالذات مىباشند .
فرض نخست بر خلاف وجدان است ، زيرا علل و معاليلى كه ما مىشناسيم مسبوق به عدم مىباشند و اگر واجب الوجود بالذات مىبودند ، مىبايست هستى آنها أزلى باشد ، درحالىكه چنين نيست .
فرض سوّم مطلوب ما است ، زيرا اين سلسله به واجب الوجود بالذات منتهى مىگردد .
و فرض دوّم همان تسلسل است و اين هم باطل است ، زيرا موجود امكانى آنگاه پا به عرصهء وجود مىگذارد كه از ناحيهء علت واجب الوجود گردد و چون همهء آحاد اين سلسله ممكن الوجود هستند ، پس بايد وجود آنها از طرف موجودى غير از آنها واجب و ضرورى گردد تا موجود شوند .
هامش
( 1 ) كشف المراد ، مقصد اوّل ، فصل سوّم ، مسأله 4 .