قطعا آن موجود مفروض بايد خودداراى وجوب وجود باشد تا بتواند به آن سلسله ، ضرورت و وجوب وجود بدهد . در اينجا دو فرض بيش متصور نيست :
1 - آن غير ، واجب الوجود بالغير است .
2 - واجب الوجود بالذات است .
فرض اوّل ممتنع است ، زيرا واجب الوجود بالغير ، در ذات ممكن الوجود خواهد بود و هيچگونه امتيازى بر سلسلهء مفروض ندارد . باقى مىماند فرض دوّم كه متعين است و مطلوب .
اين بيان هم روشن است و هم استوار و محكم ؛ و تعجب است كه علامه حلى ( ره ) پس از شرح آن مىگويد « و فى هذا الوجه عندى نظر » .
* * *
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 268
مساهمون: على ربانى گلپايگانى
ص٢٦٨