( انبياء / 22 ) . و اين مشكلى است كه استاد به هنگام تدريس و تبيين اين نوع مطالب و دلايل با آن مواجه مىشود ، دانشآموز يا دانشجو در انتظار ذكر مثال از جانب استاد است ، ولى بايد اين نكته را به آنان گوشزد كرد كه سنخ اين نوع بحثها به گونهاى است كه جز با فرض و تقدير و دقت نظر روشن نمىگردد و به هيچوجه نبايد در انتظار مثال واقعى براى آن بود . بحث دور علاوهبر اينكه در فلسفه ( در مبحث علت و معلول ) مطرح مىشود ؛ در منطق نيز در باب تعريفات از آن ياد مىشود و گفته مىشود كه از شرايط تعريف اين است كه معرّف عين معرّف نباشد ، و گرنه مستلزم دور در تعريف است . همچنين در بحث مربوط به قياس نيز دراينباره سخن به ميان مىآيد ، و معمولا در بخش مربوط به لواحق قياس ، يكى از قياسهايى كه از آن ياد مىشود « قياس دور » است و آن عبارت است از اينكه ، نتيجهء قياس را ( كه خود مطلوب است و بايد اثبات گردد ) با عكس يكى از دو مقدمه يا عين آن تأليف كرده و مقدمهء ديگر را از آن نتيجه بگيريم ، و اين درموردى است كه از انسان نسبت به يكى از دو مقدمهء قياس طلب دليل شود مثلا اگر گفته شود : 1 - كل انسان ناطق . 2 - و كل ناطق ضاحك . نتيجه : كل انسان ضاحك . حال اگر كسى بر صغراى قياس مطالبهء دليل كند و ما در پاسخ بگوئيم : 1 - كل انسان ضاحك ( نتيجه قياس اول ) 2 - كل ضاحك ناطق ( عكس كبرى ) نتيجه : كل انسان ضاحك ( صغرى قياس اول ) « 1 » -
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 261
مساهمون: على ربانى گلپايگانى
ص٢٦١
( متوقف يا معلول ) توقف دارد . اين را دور « صريح » يا « مصرّح » نامند .
2 - توقف موجود دوّم ( علت ) بر موجود نخست ( معلول ) با يك واسطه يا بيشتر است ، كه آن را دور « ضمير » يا « مضمر » مىنامند .
بديهى است مثال واقعى نمىتوان براى آن يافت ، زيرا دور باطل است ، و تنها مىتوان بهطور فرض براى آن ذكر مثال نمود ، مانند برهان خلف يا دليل امتناع در مورد آيهء شريفهء
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا
هامش
به جوهر النضيد ، فصل ( 4 ) ، لواحق قياس ، رجوع شود .