تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
معلول اخير از اين جمله غيرمتناهى وسط است و طرف براى آن نخواهد بود و آن محال است ( زيرا عنوان وسطيّت عنوانى است نسبى و قائم به طرفين مىباشد ، و مفروض اين است كه در سلسلهء غيرمتناهى فقط يك‌طرف تحقق دارد ، و آن معلول اخير است ) . اين برهان در هرسلسلهء مترتب از علل كه وجود آنها از وجود معلول جدا نمىگردد ، خواه آن علل تامه باشند يا ناقصه جارى مىباشد نه در علل معدّه ( كه وجود آنها از معلول منفك و جدا مىگردد ) . و بر وجوب تناهى خصوص علل تامه دلالت مىكند آنچه ( در فصل سوّم ) مقدم گرديد كه وجود معلول نسبت به علت خود وجود رابط است زيرا ( بر اين اساس ) اگر عليت و معلوليت در سلسلهء غيرمتناهى پيش رود ، بدون اينكه به علتى منتهى گردد كه ديگر معلول نيست ، در اين صورت وجودات رابط تحقق دارند بدون آنكه وجود نفسى مستقل كه وجودات رابط قائم به آن باشند ، تحقق داشته باشد ، و اين امر محال و غيرممكن است ( زيرا حقيقت وجود رابط تقوم و ارتباط به غير است ، و فرض وجود رابط بدون وجود مستقل مستلزم خلف و اجتماع نقيضين است ) . و فلاسفه دلايل ديگرى هم بر محال بودن تسلسل دارند كه در كتابهاى مطوّل فلسفى ذكر گرديده است .

شرح مطالب :

الف : تعريف و اقسام دور

هرگاه موجود در تحقق خود مبتنى و متوقف بر موجود ديگرى باشد ، و تحقق آن موجود ديگر هم مبتنى و متوقف بر موجود نخست باشد ، آن را دور گويند . دور دو نوع است : 1 - موجود دوّم ( متوقف عليه ، يا علت ) بدون واسطه بر موجود نخست