و صدور فعل « الف » است غير از چيزى است كه مبدء پيدايش فعل « ب » مىباشد .
( اصل سنخيت )
بنابراين فرض واحد بسيط من جميع الجهات ( فاعلى كه اصل هويت او و مبدئيت او براى آثار و افعالش يكى است و حيثيتهاى مختلف ندارد ) با فرض صدور افعال گوناگون در عرض هم و بدون واسطه از او قابل جمع نخواهد بود .
ج - دليل اصل سنخيت چيست ؟
اكنون بايد ديد دليل و مدرك اين اصل چيست ؟ از دو راه مىتوان اصل سنخيت را مطالعه كرد و بر آن استدلال نمود .
1 - دليل حسى و استقرائى :
انسان هراندازه كه جزئيات را استقراء كرده و مىكند و در قسمتهاى مختلف تجربه به عمل مىآورد مىبيند كه ، اشياء داراى خواص معين ثابتى هستند و همواره شرائط و علل معين نتائج و معلولات معين به دنبال مىآورد . و در پرتو اين استقراء و مشاهدههاى مكرر يقين حاصل مىكند كه هريك از مواد معدنى و آلى خاصيتهاى مخصوص به خود دارد ، خاصيت آتش سوزاندن ، خاصيت آب خاموشكردن آتش عامل حيات جانداران ، و خاصيت هوا قابليت تنفس است ، از هستهها و دانههاى مختلف گياهان و اشجار ، گياهان و درختهاى مختلف مىرويد . از نطفه خاص هر حيوانى حيوان مخصوصى متولد مىشود ، از مقدمات و قضاياى يقينى نتائج يقينى و از قضاياى ظنى ، نتائج ظنى و . . .
كوتاه سخن آنكه : آنچه انسان در زندگى فردى « 1 » و اجتماعى
هامش
( 1 ) اين اصل بهخصوص در علم روانشناسى كاملا مورد توجه است ، زيرا روانشناسان با مطالعه رفتارها و حركاتى كه در شرايط مختلف از انسان بروز مىكند ، عوامل روانى آن را به دست مىآورند ، بدون شك اگر تناسب و سنخيتى در كار نباشد ، به هيچوجه نمىتوان از طريق حركات ظاهرى به -