تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
مساوى است و درعين‌حال مىبينيم نتيجه مختلف است ، بايد بفهميم كه واقعا شرائط مساوى نبوده و اختلاف وجود داشته ، هرچند ما آن را درك نكرده‌ايم » « 1 » .

ب - واحد بسيط كدام است ؟

اكنون ببينيم واحد بسيط كه هيچ‌گونه تركيبى در آن راه ندارد كدام است ؟ صدرالمتألهين ( ره ) دراين‌باره چنين مىگويد : « المراد من المبدء البسيط ان حقيقته التي بها يتجوهر ذاته هي بعينها كونه مبدء لغيره و ليس ينقسم إلى شيئين ، يكون بأحدهما تجوهر ذاته و بالآخر حصول شىء عنه ، كما انّ لنا شيئين نتجوهر باحدهما و هو النطق و نكتب بالآخر و هو صفة الكتابه ، و لا شك أن معنى مصدر كذا غير مصدر كذا ، فاذا كان كذلك و صدر عنه اكثر من واحد كان ذاته متقوما من معنيين مختلفين هف » « 2 » . حاصل عبارات فوق اين است كه : موجودى كه مبدء و علت پيدايش موجود ديگرى مىباشد دو گونه است ، گاهى هستى او به‌گونه‌اى است كه اصل هويت و واقعيت او عين همان مبدئيت و علّيت او نسبت به اثر و معلول است . و گاهى چنين نيست بلكه اصل هويت و ذات او چيزى است و مبدئيت او براى فعل و اثر چيز ديگرى است . مثلا انسان آنگاه كه مىنويسد ، اين‌گونه نيست كه اصل هويت و تمام واقعيت او ( و به عبارت ديگر آن چيزىكه جوهريت وجود او به آن بستگى دارد ) وارد اين كار گردد ، بلكه بعدى از ابعاد و شأنى از شئون او مبدء صدور فعل نويسندگى است . و همين‌گونه است ساير افعال او ، و اين خود يك نوع كثرت و تركيبى است كه در وجود انسان راه يافته است ، و از طرفى جهت و حيثيت صدور يك فعل معين از فاعل با جهت و حيثيت صدور فعل ديگر متفاوت است . و به عبارت ديگر ، آنچه مبدء پيدايش
هامش
( 1 ) اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 3 ، ص 204 - 203 . ( 2 ) اسفار ، ج 2 ، ص 204 .
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 249 | على ربانى گلپايگانى