باشد ، از اينجا ناشى شده است كه گمان شده است كه اين خود ماهيت است كه به اقسام سهگانه تقسيم مىگردد و حال آنكه آنچه تقسيم مىشود اعتبار ذهنى ما است ، مانند اينكه ما زيد را به سه صورت اعتبار مىكنيم : همراه با لباس ، ( به شرط شئ ) بدون لباس ( به شرط لا ) و بدون توجه به لباس ( لا به شرط ) . بنابراين ، تقسيم از آن ماهيت نيست تا اين مشكل مطرح شود كه فرق ماهيت مقسم با ماهيت لا به شرط قسمى چيست « 1 » ؟ .
ولى اين سخن استوارى نيست ، زيرا اگر چه ما اعتبار ذهنى خود را تقسيم مىكنيم ، ولى اين اعتبار مجرد و عريان نيست ، بلكه اعتبار ماهيت است و اين اعتبار رنگآميزى شده ، داراى سه قسم است كه يكى از اين اقسام مطلق و لا به شرط است ، اكنون سؤال مىشود اين كدام اعتبار خاص يعنى اعتبار رنگآميزى شده ( اعتبار ماهيت ) است كه اين اقسام از او سرچشمه مىگيرند ؟
و به عبارت ديگر ، چه بگوئيم : ماهيت در ظرف اعتبار ذهنى داراى سه قسم است ، و چه بگوئيم : اعتبار ذهنى ما در شكل و قالب ماهيت سه قسم دارد ، وجود مقسم امرى لازم است .
2 - كلى طبيعى كدام است ؟ اكنون كه فرق ميان لا به شرط قسمى و لا به شرط مقسمى روشن گرديد ، بحث ديگرى مطرح مىشود ، و آن اينكه كلى طبيعى كداميك از آندو است ؟ .
محقق طوسى ( ره ) ، كلى طبيعى را لا به شرط قسمى دانسته ، مىگويد : « و قد تؤخذ الماهية لا به شرط و هو كلى طبيعى » « 2 » .
ولى متأخران كلى طبيعى را منطبق بر ماهيت لا به شرط مقسمى دانستهاند و مصنف هم همين رأى را برگزيده است .
هامش
( 1 ) تعليقه بر نهاية الحكمه ، شمارهء ( 86 ) .
( 2 ) كشف المراد ، مقصد 1 ، فصل 2 ، مساله 2 .