عبارتند از : ماهيت به شرط شىء و ماهيت به شرط لا بهمعناى دوم ، زيرا آن ماده است و ماده خصوصا مادهء ثانيه موجود است .
مصنف در نهاية الحكمه فرمودهاند : « و هى موجودة في الخارج لوجود بعض اقسامها فيه كالمخلوطة » : ماهيت ( كلى طبيعى ) در خارج موجود است به دليل وجود برخى از اقسام آن در خارج مانند ماهيت مخلوطه ( به شرط شئ ) .
و در بداية الحكمة فرمودهاند : « و هى موجودة فى الخارج لوجود قسمين من اقسامها اعنى المخلوطة و المطلقه فيه . . . »
ولى ماهيت مطلقه در خارج موجود نيست ، البته لا به شرط بودن منافات با وجود خارجى آن ندارد ، لكن مستلزم وجود آن هم نيست و در صورتى مىتوان وجود قسم را دليل بر وجود مقسم دانست كه وجود آن مسلم باشد ، مانند ماهيت مخلوطه ، بنابراين عبارت صحيح همان عبارت منظومه است و سياق كلام بدايه نيز غالبا هم آهنگ با سبك و سياق منظومه است و ممكن است در اينجا سهو قلم رخ داده و يا در مراحل تايپ و چاپ اشتباهى واقع شده است ، و ما عبارت متن را براساس عبارت منظومه تصحيح نموده و ترجمه كرديم .
وجود كلى طبيعى و اصالت وجود : وجود كلى طبيعى يا ماهيت در خارج بنابر اصالت ماهيت كاملا قابل تصور و قبول است ، ولى آيا بنابر اصالت وجود ، هم مىتوان تصوير صحيحى از وجود كلى طبيعى داشت و آيا اسناد وجود به ماهيت ، اسناد مجازى است يا حقيقى ؟
در اينكه ماهيت منهاى وجود واقعيتى ندارد ، ترديدى نيست ، بحث در ماهيت موجود است ، و اينكه آيا باتوجه به اصالت وجود و باتوجه به اينكه افرادى از يك ماهيت داراى وجود و واقعيت خارجى هستند ، آن ماهيت هم تحقق دارد يا نه ؟
وقتى مىگوئيم : ماهيت موجود در خارج ، مقصود مرتبه خاصى از وجود امكانى است كه داراى حد وجودى معينى است به نام ماهيت و موجود بودن ماهيت ، يعنى موجود بودن وجودى خاص كه داراى آثار معين و حد وجودى معينى است
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 27
مساهمون: على ربانى گلپايگانى
ص٢٧