شرح مطالب :
در اين فصل بهطور اجمال درباره هفت مقولهء ديگر از مقولات عرضى كه به مقولات نسبيه معروفند بحث شده است .
علت اينكه اين مقولات را نسبى ناميدهاند اين است كه ، در تحقق ماهيت همهء آنها نوعى نسبت معتبر است و به عبارت ديگر ، مفهوم اين مقولات را ذهن از طريق مقايسه دو چيز به يكديگر بدست مىآورد .
نكتهء قابل توجه اين است كه ، مقولههاى نسبى عين نسبت محقق ميان دو شىء نيستند ؛ زيرا همانگونه كه در مرحله سوم گذشت وجود نسبت ، وجود رابط و فى غيره است و استقلال مفهومى ندارد ، نه بر چيزى حمل مىشود و نه چيزى بر آن حمل مىشود ( نه محمول واقع مىشود و نه موضوع ) و درنتيجه از مفاهيم مقولى و ما هوى نمىباشد ؛ زيرا مفهوم ما هوى ( ماهيت ) مفهومى است كه در جواب ما هو گفته مىشود و از طرفى هريك از مقولات دهگانه از سنخ ماهيت مىباشند ، بنابراين نفس نسبت ، نه مقوله است و نه مندرج در مقولات .
علاوهبراين در مقوله اضافه ، نسبت به صورت مكرّر واقع مىشود و اگر نفس نسبت مقوله باشد ، لازمهاش اين است كه در ماهيت و ذات تكرّر حاصل شود و اين امر نامعقولى است « 1 » .
اكنون به بررسى مقولات هفتگانه مىپردازيم :
هامش
( 1 ) نهاية الحكمه ، مرحله 6 ، فصل 16 . البته مطلب دوم در صورتى صحيح است كه اضافه از محمولات بالضميمه و معقولات اوّليه باشد ، ولى چنانچه بعدا بيان خواهد شد ، اضافه از معقولات ثانيه فلسفى است .