و ( هيئت ) اضافه تقسيم مىشود به اضافه متشابه الاطراف ، مانند برادرى ( زيد ) براى برادرى ( عمرو كه هردو طرف منسوب و منسوباليه ، برادر است ) و مختلف الاطراف مانند پدرى و پسرى ، و فوقيت و تحتيّت .
و از خواص اضافه اين است كه متضائفان از نظر وجود و عدم و قوه و فعل متكافىء مىباشند و ( درنتيجه ) از لحاظ وجود و عدم و فعل و قوه اختلافى ندارند .
و بدانكه مضاف گاهى بر نفس اضافه اطلاق مىشود مانند ابوت و بنوت و مضاف حقيقى ناميده مىشود و گاهى بر معروض آندو ( ابوت و بنوت ) اطلاق مىشود مانند پدر و پسر و مضاف مشهورى ناميده مىشود .
و اما ( مقوله ) فعل ، پس آن هيئتى است حاصل از تأثير مؤثر مادامى كه تأثير مىگذارد ، مانند هيئت حاصل از گرمكردن شىء گرمكننده درحالىكه به تدريج گرم مىكند .
و اما ( مقولهء ) انفعال ، پس آن هيئتى است حاصل از تأثيرپذيرى شىء متأثر مادامىكه تأثير مىپذيرد ، مانند هيئت حاصل از گرم شدن شىء گرم شونده ( مانند آب ) درحالىكه به تدريج گرم مىشود .
و اعتبار تدرج در تعريف فعل و انفعال براى خارجكردن فعل و انفعال ابداعى ( از تعريف ) است ، مانند فعل واجب تعالى به واسطهء خارجكردن عقل مجرد از عدم به وجود ( ايجاد عقل مجرد چون ماده و استعداد در آن نيست دفعى و ابداعى مىباشد ) و ( مانند ) انفعال عقل مجرد به واسطهء خارج شدن آن از عدم به وجود به مجرد امكان ذاتى آن ( چون مادى نيست تا امكان استعدادى در آن تحقق داشته باشد و در پذيرش فيض وجود متوقف بر كامل شدن استعداد باشد و درنتيجه به تدريج موجود گردد ) .
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 209
مساهمون: على ربانى گلپايگانى
ص٢٠٩