به كار رود به لحاظ كميت است ، مثلا هرگاه گفته شود دو جسم مساوى يكديگرند ، مقصود اين است كه مقدار آنها ( وزن ، مساحت ، حجم ) برابر و مساوى است .
اثير الدين أبهرى كم را به همين خاصّه تعريف كرده است : « اما الكم فهو العرض الذى يقبل المساواة و اللامساواة لذاته » « 1 »
5 - تناهى و عدم تناهى ؛ اين دو ، نيز مانند مساوات و عدم مساوات از مختصات كم مىباشند ، مثلا گفته مىشود بعد و زمان متناهى است و عدد نامتناهى است و اگر به غير كم نسبت داده شوند به لحاظ عروض كميت بر آن است ، مثلا هرگاه گفته شود جسم متناهى است مقصود مقدار آن است ، چنانكه دربارهء علل مادى گفته مىشود :
« قد انتهى تأثير ذات مدّة * فى مدّة و عدّة و شدّة »
علتهاى مادى از نظر زمان تأثير و مقدار تأثير و شدت آن متناهى مىباشند .
زمان و مقدار از مقوله كم مىباشند و شدت هم گرچه از مقوله كيفيت است ولى به لحاظ درجاتى كه براى آن تصور مىشود به نوعى به كميت ( عدد ) باز مىگردد .
* * *
هامش
( 1 ) شرح الهداية الاثيرية ، ص 265 .