و موضوع سطح ، حجم و موضوع خط نيز سطح است .
درمورد زمان ( كم متصل غير قار ) نيز يادآور مىشويم : چنان كه در مرحله « قوه و فعل » خواهد آمد ، زمان مقدار حركت است ، و انواع حركت از نظر موضوع با يكديگر متباين مىباشند ( حركت جوهرى ، حركت كمى ، حركت كيفى ، حركت وضعى ) .
و اما دليل اينكه موضوع در كم منفصل ( عدد ) واحد نيست اين است كه مثلا موضوع سه مجموع سه يكى است ، و ممكن نيست كه بر اين موضوع هيچيك از اعداد ديگر ( دو ، چهار و . . . ) منطبق و عارض شود « 1 » .
البته اين امر را نبايد از خواص كم بهشمار آورد زيرا قبلا بيان گرديد كه در انواع جوهر نيز تضاد راه ندارد ، البته ملاك و دليل عدم وجود تضاد در جوهر مطلب ديگرى است و آن اينكه جوهر قائم به موضوع نيست ، پس اصلا موضوع ندارد .
2 - بالذات قبول قسمت وهمى مىكند و مصنف ( ره ) كم را با همين خاصّه تعريف نمود .
3 - كم داراى « عادّ » است يعنى واحدى از مقدار كه با اسقاط و كم نمودن مكرّر آن ، كمّ پايان مىپذيرد ، مثال آن در متن آمده است .
فارابى و ابن سينا كمّ را با همين ويژگى تعريف كردهاند و صدرالمتألهين آن را بهترين تعريف دانسته است ؛ زيرا هردو قسم كمّ ( متصل و منفصل ) را شامل مىشود « 2 » . مصنف نيز در نهاية الحكمه آن را نيكوترين تعاريف بهشمار آورده و افزوده است كه تعريف كم به خاصّه دوّم تعريف جامعى نيست ؛ زيرا قبول قسمت وهميّه از خواص كم متصل است ولى كم منفصل اقسامش بالفعل محقق است « 3 » .
4 - مساوات و عدم مساوات نيز از ويژگىهاى كم است و اگر درمورد مقولات ديگر
هامش
( 1 ) اسفار : ج 4 : ص 19 .
( 2 ) اسفار : ج 4 : ص 10 - 9 .
( 3 ) نهاية الحكمه : مرحله ( 6 ) ، فصل ( 8 ) .