مصنف ( ره ) مىفرمايد قائلان به خلاء ( بهمعناى دوّم ) درمورد وجود كم متصل قارّ شك نمودهاند . اكنون اين سؤال مطرح مىشود كه چه ملازمهاى است ميان قائل شدن به خلاء و نفى كميت متصل قار ؟ .
البته در ملازمه ميان اين دو بهعنوان يك قضيهء جزئيه كلامى نيست ، سخن در ملازمه به صورت يك اصل كلى است . يعنى نفى كميت چه در خلاء و چه در ملاء .
ممكن است ملازمه را اينگونه تقرير نمائيم كه ، درمورد خلاء اگر چه جسم وجود ندارد ، لكن درعينحال نوعى بعد و مساحت ( طول و عرض ) براى آن تصور مىشود . حال اگر اين مساحت و مقدار تحقق عينى داشته باشد ، لازمهاش وجود عرض بدون جوهر است كه ممكن نيست ، بنابراين مقدار مفروض درمورد خلاء ، امرى خيالى و موهوم است و نه يك واقعيت عينى .
اكنون گفته مىشود در مواردى هم كه جسم وجود دارد ( ملاء ) ممكن است مقدار و كميتى كه در نظر مىآوريم از قبيل مقدار و كميت درمورد خلاء بوده و واقعيت خارجى نداشته باشد .
پاسخ آن همان است كه در متن آمده است و آن اينكه خلاء بهمعناى مزبور باطل است و درنتيجه فرع مبتنى بر آن هم بىپايه خواهد بود .
ه - خواص و ويژگىهاى كم
كم آثار و ويژگىهايى دارد كه به واسطهء آنها از مقولات ديگر ممتاز مىگردد .
به همين جهت آن را به صورتهاى مختلف تعريف كردهاند و اين اختلاف به خاطر خواص آن است كه هركس آن را به يكى از خواصش تعريف نموده است . اين خواص عبارتند از :
1 - در انواع كم تضاد تحقق ندارد ؛ زيرا يكى از شرايط تضاد اشتراك متضادين در موضوع است و اين شرط در كم موجود نيست .
اما كم متصل براى آنكه موضوع حجم ( جسم تعليمى ) جسم طبيعى است