كم متصل قار آن است كه اجزاء فرضى آن در وجود خارجى در يك زمان موجودند ، و كم متصل غير قار بر خلاف آن است .
كم متصل غير قارّ همان زمان است . زمان مقدار حركت است و واقعيت حركت عبارت است از يك وجود متصل و تدريجى الحصول كه هيچگاه اجزاء آن در يك زمان باهم جمع نمىشوند و درنتيجه اجزاء فرضى زمان نيز كه مقدار حركت است ، با يكديگر جمع نمىشوند ، بلكه تقدم و تأخر زمانى براى اجزاء زمان امرى ذاتى است ، پس زمان كميت متصل غير قارّ مىباشد .
كم متصل قار داراى سه نوع است : 1 - خط كه كميت يكبعدى است ( طول ) 2 - سطح كه كميت دوبعدى است ( طول و عرض ) 3 - حجم يا جسم تعليمى كه كميت سهبعدى است ( طول ، عرض ، عمق ) .
جسم تعليمى جسمى است كه در هندسه و علوم و رياضى از آن بحث مىشود ، در اين علوم هرگاه درباره جسم بحث مىكنند نظر به مقدار و شكل آن دارند و نظر به طبيعت آن ندارد ، مثلا وقتى درباره كره بحث مىكنند نظر به مساحت و مقدار آن دارند و نظر به اين ندارند كه كره از آهن است يا بلور ، ولى جسم طبيعى آن است كه در علوم طبيعى دربارهء آن بحث مىكنند مثلا طبيب كه درباره خواص ترياك بحث مىكند نظر به شكل آن ندارد كه كره است يا استوانه و همينگونه است در علم گياهشناسى و معدنشناسى و مانند آن « 1 » .
ج - تعريف كم منفصل :
مقصود از كم منفصل همان عدد است كه از تكرار واحد تحقق مىيابد و بنابر اين واحد ، از مراتب عدد بهشمار نمىآيد ، اگر چه مبدء پيدايش عدد است .
رياضىدانان قديم عدد را دوگونه تعريف كردهاند :
1 - مقدارى است كه بر يك و آنچه از آن تأليف مىگردد اطلاق مىشود : « كمية
هامش
( 1 ) ترجمه و شرح كشف المراد ، ص 287 .