تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
و از اين نظر مانند جنس است كه نسبت به انواع مندرج در آن ابهام دارد و هرگاه فصل يكى از انواع با آن تركيب و اتحاد يابد ، تعيّن و تحصّل پيدا مىكند ، ماده نيز نسبت به فعليت‌هاى صور مبهم است و هرصورت جسمى و نوعى كه بر آن وارد شود و با آن متحد گردد ، آن را از ابهام بيرون آورده و تعيّن مىيابد . به عبارت ديگر ، دو امر كه يكى لامتحصل و ديگرى متحصل است با يكديگر تركيب مىشوند و تركيب غيرمتحصل با متحصل ، تركيب اتحادى است . مقصود از تركيب اتحادى ميان ماده و صورت همين وجه دوّم است و هيچ محذور عقلى هم متوجه آن نيست .

ب - ملاك احتياج صورت به ماده

مصنف ( ره ) ملاك احتياج صورت را به مادّه دو چيز دانسته است : 1 - تعين نوعى صورت : زيرا صورتهاى نوعيه كه در جسم تحقق مىيابند ، قبل از فعليت يافتن ، قوّه و استعداد آن تحقق داشته است و اين استعداد چنان‌كه قبلا گذشت از سنخ ماهيت عرضى ( كيف ) است و قائم به ماهيت جوهرى مسانخ با خود يعنى « مادّه » مىباشد . مثلا صورت نوعى « مضغه » مسبوق به استعداد آن است و اين استعداد قائم به ماده يا هيولى است كه هيولى نيز در آغوش صورت نوعى « علقه » تحقق دارد و هكذا . . . بنابراين اگر استعداد صورت نوعى مضغه تحقق نمىداشت ، نوع مزبور هم موجود نمىشد و آن استعداد نيز بدون هيولى نمىتواند تحقق داشته باشد ، بنابر اين اگر چه صورت در اصل وجود خود نياز به ماده ندارد ، ولى در تعين نوعى خود نيازمند ماده است . 2 - تشخص فردى صورت : صورت از نظر تشخص فردى نيز به مادّه نيازمند است ؛ زيرا ملاك تشخص فردى ، وجود خاص صورت است ، ولى اين وجود