درمورد نحوهء تركيب ماده و صورت دو نظريه مطرح گرديده است :
1 - نظريهء تركيب انضمامى .
2 - نظريهء تركيب اتحادى .
مقصود از تركيب انضمامى اين است كه هريك از اجزاء مركب براى خود واقعيتى جدا از جزء ديگر دارد و تنها به يكديگر ضميمه شدهاند . و مقصود از تركيب اتحادى اين است كه اجزاء بگونهاى در يكديگر هضم و ادغام گردند كه از تركيب آنها واقعيتى پديد آيد كه داراى آثارى حقيقى ، غير از آثار هريك از اجزاء باشد .
مثال روشن براى تركيب انضمامى مصنوعات بشرى از قبيل : ميز ، صندلى ، اتومبيل ، خانه ، لباس و مانند آن است .
و مثال روشن براى تركيب اتحادى ، تركيبات شيميايى و طبيعى است ، مانند اجزاء و عناصر تشكيل دهندهء همهء پديدههاى طبيعى ، مثلا آب كه از دو عنصر اكسيژن و ئيدروژن تركيب شده است ، آثارى دارد كه غير از آثار هريك از دو عنصر مزبور در صورت عدم تركيب است .
اكنون ، بنابراينكه جسم مركب از ماده و صورت است ، اين بحث مطرح مىشود كه تركيب ماده و صورت از كدام قسم است ؟
مشهور حكماء بر اين عقيدهاند كه تركيب آنها انضمامى است ، ولى سيد صدرالدين شيرازى معروف به سيّد سند ( م / 903 ه ) تركيب آندو را اتحادى مىداند .
محقق لاهيجى ( ره ) دراينباره مىگويد : بارها اين مطلب را يادآور شدهايم كه فرق ميان اجزاء خارجى و اجزاء عقلى اين است كه ، اجزاء خارجى هريك وجود مستقلى دارد و بههمين جهت نمىتوان آنها را بر يكديگر حمل نمود ، ولى اجزاء عقلى در خارج به يك وجود موجودند و لذا حمل آنها بر يكديگر ممكن است ؛ زيرا مناط حمل هو هويت و اتحاد در وجود است ، بنابراين ماده و صورت در وجود خارجى به دو وجود موجودند و جنس و فصل موجود به يك وجودند .
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: على ربانى گلپايگانى
ص١٦٣