آنچه در فصل قبل مورد بحث قرار گرفت ، اين بود كه وجود ماده و صورت از يكديگر منفك نمىشوند . اما اينكه چرا چنين است و دليل عدم انفكاك چيست ؟
بحثى درباره آن به ميان نيامد .
ولى در اين فصل ، بحث دربارهء بيان ملاك عدم انفكاك وجودى آن دو مىباشد و آن اين است كه هردو به يكديگر نيازمندند ، زيرا عدم انفكاك هميشه معلول نيازمندى وجودى دو امر نيست ، بلكه ممكن است به جهت اين باشد كه ، آندو معلول علت واحدى هستند ، مثلا نور و حرارت خورشيد ملازم يكديگرند ، ولى هيچيك از آنها به ديگرى نياز وجودى ندارد ، ولى به دليل اينكه علت آندو يكى است ، از هم انفكاك پيدا نمىكنند ، گاهى هم ملاك عدم انفكاك نياز يك موجود به ديگرى است مانند نيازمندى معلول به علت .
بنابراين بحث در اين فصل مربوط به اين است كه ، ماده و صورت به يكديگر نياز وجودى دارند و اما اينكه ملاك اين نيازمندى چيست ؟ فرمودهاند آن عبارت از اين است كه ، تركيب آندو ، تركيب حقيقى و اتحادى است و در تركيب اتحادى اجزاء به يكديگر احتياج دارند ، آنگاه بحث ديگرى مطرح شده است كه ملاك نيازمندى ماده و صورت به يكديگر چيست ؟ به عبارت ديگر ، ماده در چه چيز به صورت احتياج دارد و صورت در چه چيز به ماده محتاج است ؟ .
بنابراين در اينجا دو بحث را بايد بررسى كنيم :
الف - دليل احتياج ماده و صورت به يكديگر .
ب - ملاك احتياج متقابل ماده و صورت .
نخست مطلب اول را مورد بررسى قرار مىدهيم :
الف - دليل احتياج متقابل ماده و صورت :
همانگونه كه اشاره شد ، دليل اين مطلب را اتحادى بودن تركيب آندو دانستهاند و فرمودهاند : تركيب ماده و صورت اتحادى است ، يعنى آندو بهگونهاى