و تقريبا ساكن است ، ولى گياه حركتش محسوس و حيوان بس پر حركتتر است و انسان از حيوان هم متحركتر مىباشد . » « 1 »
كلام وى ناظر به نظريه مكانيسم است كه ، عامل اختلاف آثار حياتى در موجودات را فقط از دريچهء اختلاف كمى و كيفى اجزاء تشكيلدهنده ساختمان آنها تفسير مىكرد . وى اين نظريه را كافى در توجيه اختلاف آثار حياتى در موجودات نمىداند و در زمينهء نبات ، حيوان و انسان ، وجود نفس نباتى و نفس حيوانى و نفس انسانى را ، عامل اصلى اختلافات آثار حياتى آنها مىداند . و اين نفوس همان صور نوعيهاند كه موضوع بحث ما مىباشند .
البته نظر حكماى قديم درمورد وجود صور نوعيه اختصاص به جانداران ندارد ، بلكه در عناصر و جمادات نيز قوانين فيزيكى و شيميايى را كافى در توجيه اختلافات آثار آنها نمىدانند .
آيا بحث صور نوعيه بحثى است فلسفى يا علمى ؟
در پايان لازم است اين مطلب را مورد بررسى قرار دهيم كه : آيا بحث در باره صور نوعيه يك بحث علمى است يا فلسفى ؟
راه امتياز مسائل علمى و فلسفى از يكديگر ، يكى از طريق موضوع است و ديگرى از طريق روش . در علم ، امرى وجودش مسلم فرض مىشود و دربارهء خواص و آثار آن بحث مىشود ، ولى فلسفه از وجود و عدم اشياء بحث مىكند ، اينكه جسم موجود است يا نه ، بحث فلسفى است ، ولى اين بحث كه اجسام داراى خاصيت انبساط و انقباض هستند بحث علمى است .
راه ديگر براى امتياز مسأله فلسفى از مسأله علمى ، روش مطالعه و تحقيق آنها است ، روش تحقيق علمى ، مشاهده و تجربه و آزمايش است و روش بحث و مطالعه فلسفى ، برهان و استدلال عقلى است .
هامش
( 1 ) سير حكمت در اروپا ، ج 3 ، ص 251 - 249 .