تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
است ، دراين‌باره كلامى دارد كه در حقيقت بازگشت به كلام قدما و قبول نظريهء صورتهاى نوعى در موجودات طبيعى است ، چنان‌كه مىگويد : « موجودات جهان همه يكسان نيستند و آنها را نمىتوان يك رشته پيوسته به يكديگر فرض نمود ، جمادات حكمى دارند و نباتات حكم ديگر و حيوانات با آن هردو متفاوتند و انسان هم براى خود خصايصى دارد ، چنان‌كه از قديم به اين نكته برخورده بودند كه در گياه حقيقتى است زايد بر آنچه در جماد است ، و آن را نفس نباتى نام نهاده بودند و آن مايهء حياتست ، و هرقدر بخواهيم احكام خواص مادى يعنى قوانين فيزيكى و شيميايى بر آن جارى كنيم ، سرانجام چيزى مىماند كه احكام جمادى بر آن احاطه ندارد و همچنين در حيوان چيزيست ( به قول پيشينيان نفس حيوانى ) كه زايد بر مجرد حيات است ، و قوانين حياتى بر آن احاطه ندارد ، انسان هم يقينا در مدارك و مشاعرش چيزى هست كه خواص حيوانيت بر آن مترتب نيست و قوانين هريك از اين مراحل وجود ، با مراحل ديگر فرق دارد و بر آنها احاطه دارد ، چنان كه اصول جان‌شناسى را نمىتوان از قواعد فيزيكى و شيميايى درآورد و قوانين روانشناسى هم با اصول جان‌شناسى مبانيت دارد . و از نكاتى كه اين فقره را تأييد مىكند اين است كه ، موجودات با آنكه مركب از اجزاء مىباشند ، يعنى هرفردى يك كل است كه از جمع اجزايى ساخته شده است ، خصايص مجموعه‌ها و كل با خصايص اجزاء معادل نيست ، و زياده دارد ، مثلا يك گياه يا درخت با آنكه از اجزاى جمادى مركب است ، خاصيتى زائد بر مجموع خواص جمادى اجزاى خوددارد ، كه همان آثار نفس نباتى است ، و همچنين است حال حيوان و انسان . و از اين جهت است كه با معلوماتى كه از خواص يك طبقه از موجودات داريم ، نمىتوانيم خواص طبقات ديگر را به قياس معلوم كنيم و در هرمورد مجبوريم تجربه و مشاهدهء خاص به كار ببريم . ديگر اينكه ، هرچه در مراحل وجود بالا مىرويم ، مىبينيم كه احوال حركتى بر احوال سكونى غلبه مىكند ، چنان‌كه جسم جمادى به طبع حركتش ضعيف است
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 144 | على ربانى گلپايگانى