بحث كنونى ما دربارهء وجود و عدم قوهاى جوهرى در جسم است ، و از طرفى روش تحقيق هم روش برهانى و عقلى است و درنتيجه مسألهء صور نوعيه ، مسألهاى فلسفى است .
ولى مسائل فلسفى خود دو گونهاند : برخى فلسفى خالصند و برخى فلسفى خالص نيستند ، مسائل فلسفى خالص ، مسائلى هستند كه اصول موضوعه و مبادى تصديقى ( اصول متعارفه ) آنها در قلمرو فلسفه روئيده و با روش خاص فلسفى مورد بحث قرار مىگيرند ، مانند مسائل مربوط به علت و معلول ، ولى مسائل فلسفى غير خالص ، مسائلى هستند كه اصول موضوعهء آنها از علوم گرفته مىشود .
مسألهء صور نوعيه از قسم دوم مسائل فلسفى است ؛ زيرا پايه اين مسأله ، عبارت است از : اختلاف آثار و خواص موجودات طبيعى ، و اين مطلب خارج از حوزهء عقل و فلسفه است ، اين مطلب در مرحلهء ابتدائى و سطحى آن ، دستآورد مشاهده و ادراك حسى است و در سطح وسيعتر و دقيقتر آن ، دستآورد آزمايشات و تجربيات علوم مختلف طبيعى است . و به فرموده فيلسوف شهيد مطهرى :
« پايههايى كه اين مسأله فلسفى بر آن بنا نهاده شده است ، يكى علمى است يعنى مربوط است به حوزهء علوم و يك پايهء ديگر در حوزهء خود فلسفه است .
پايهء علمى آن شهادت علوم است به اختلاف خواص و آثار در موجودات ، فيزيك كه از قواى بىجان طبيعت بحث مىكند به نحوى شهادت مىدهد ، شيمى از نظر ميلهاى تركيبى عناصر به نحو ديگر و علوم زيستى از نظر آثار حياتى ( و مخصوصا از نظر اصالت نيروى حياتى و حكومت و تصرف آن در ماده و بالاخص قانون تكامل در جانداران از نظر پيش بردن موجود زنده به جلو ) به نحو ديگر بر اين مدعا شهادت مىدهند . ما هراندازه مطالعات خود را در اين زمينهها توسعه دهيم مادهء استدلال ما از اين نظر تقويت مىشود .
پايهء فلسفى مطلب ، تحقيق در اين جهت است كه اين آثار و خواص از وجود قوهها و نيروهاى مختلف حكايت مىكند ، آن قوه و نيروها نه به صورت جدا و مستقل
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: على ربانى گلپايگانى
ص١٤٦