2 - تقسيم فكّى نمىپذيرند ولى تقسيم وهمى و عقلى مىپذيرند ، اين نظريه ذو مقراطيس است .
3 - هيچگونه تقسيمى را قبول نمىكنند ، اين نظريه متكلمان است .
ج - بحث سوم : آيا اجزاء بالفعل كه جسم از آنها تركيب شده است ، داراى حجم هستند يا فاقد حجم ؟ اين بحث فقط براى متكلمان و ذو مقراطيس مطرح است ؛ زيرا حكماء قائل به اجزاء بالفعل براى جسم نيستند . در اين مورد دو نظريه است :
1 - ذو مقراطيس اجزاء را داراى حجم مىداند .
2 - متكلمان آنها را فاقد حجم مىدانند « 1 » .
د - بحث چهارم : آيا اجزاء تشكيلدهنده جسم ، متناهىاند يا غيرمتناهى ؟
جمهور متكلمان آنها را متناهى دانسته ، و به نظام نسبت داده شده است كه آنها را غيرمتناهى دانسته است .
ه - بحث پنجم : آيا جسم مركب از ماده و صورت است يا حقيقت آن همان صورت جسميه ( فعليت امتدادات ثلاث ) مىباشد ؟
اين بحث در متن مطرح نگرديده و آن مربوط به حكماء است . ارسطو و پيروان او ( فلاسفه مشاء ) جسم را مركب از ماده و صورت مىدانند ، ولى افلاطون و پيروان او ( فلاسفه اشراق ) آن را بسيط دانسته و به وجود هيولى معتقد نيستند ، و در فصل آينده دراينباره بحث خواهد شد .
بحث علمى و فلسفى درباره جسم
نكتهاى كه يادآورى آن لازم است اين است كه ، بايد بحث علمى دربارهء جسم را از بحث فلسفى پيرامون آن بازشناخت :
هامش
( 1 ) نظريه متكلمان را مىتوان با نظريه لاوازيه و پيروان او كه به تبدل ماده به انرژى قائل بودهاند هماهنگ دانست اگر چه هريك به شيوهاى خاص اين مطلب را ابراز نمودهاند .