تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
و به عبارت ديگر ، در اين مورد دو مطلب بيان مىگردد : يكى حكم كلى ، و ديگرى بيان مصداق ، حكم كلى اين است كه درواقع و نفس الامر جسم متصل واحد موجود است و به تعبير مصنف : « فالجسم الذى هو جوهر ذو اتصال يمكن ان يفرض فيه الامتدادات الثلاث ، ثابت لا ريب فيه » ، اين حكم يك قضيهء فيلسوفانه است و نفى و اثبات آن بر عهدهء فيلسوف است . آنگاه كه سخن در صغرى و موضوع اين حكم فلسفى مطرح مىشود بديهى است موضوع آن را نمىتوان از طريق دلايل عقلى معين كرد و خطاى فلاسفه هم همين بوده است ، كه علاوه بر بيان كبرى ، درمورد صغرى هم ابراز نظر كرده‌اند و اجسام مركب « 1 » را مصداق آن دانسته‌اند ، درحالىكه سخن درست در اين زمينه ، همان نظريه ذى مقراطيس بوده است و اكنون مصداق آن ، الكترونها و پروتونها است . كوتاه سخن آنكه ، حكماء دو مطلب را به‌هم آميخته‌اند ، كه يكى مربوط به حوزه معرفت فلسفى است و ديگرى مربوط به حوزه معرفت علم تجربى . مطلب نخست اينكه ، جسم به معنى جوهرى كه مىتوان در آن ابعاد ثلاثه فرض كرد ، متصل و واحد است . مطلب دوّم اينكه ، جسم همان‌گونه كه از نظر حس متصل و بهم پيوسته است ، واقعا هم اين‌چنين است . مطلب اوّل آنان درست بوده و هست و شكى در آن نيست ؛ زيرا قابليت فرض ابعاد در جسم ، فصل آن بشمار مىرود و ماهيت جسم را تشكيل مىدهد ، اگر اين قابليت را نداشته باشد ، پس جسم نيست و معلوم است كه تحقق اين ويژگى وقتى ممكن است كه درواقع متصل و به‌هم پيوسته باشد .
هامش
( 1 ) مقصود ، مركب از اجزاء است نه مركب از عناصر ، زيرا فلاسفه نيز براى اجسام مركب از عناصر ، اجزاء بالفعل قائل بوده‌اند ، لكن عناصر را كه در قديم آب ، خاك ، آتش و هوا ، بوده است متصل واحد مىدانسته‌اند . ( حكمت قديم ، فاضل تونى ، ص 7 ) . قال السبزوارى : انما خصصناه بالبسيط لانه محل النزاع ، فان المركب الذى يقابله لا يمكن ان يقال انه متصل واحد . . . ( شرح منظومه ، مقصد 4 ، ص 203 ) .