نسبت داده شده است . تا اينجا با اقوال پنجگانه دربارهء حقيقت جسم آشنا شديم ، اكنون به بررسى اين اقوال مىپردازيم ) .
نقدوبررسى اقوال
قول چهارم و پنجم را دفع و باطل مىكند اينكه اجزاء لايتجزايى كه ادعاء گرديده است ، اگر داراى حجم نيستند بالضروره ممتنع است كه از اجتماع آنها جسم داراى حجم تحقق يابد ، و اگر داراى حجم هستند بالضروره انقسام وهمى و عقلى را قبول خواهند كرد اگر چه فرض شود كه به خاطر نهايت كوچكى آنها ، قبول قسمت خارجى را ننمايند .
علاوهبراين اگر اين اجزاء غيرمتناهى باشند ، بالضروره ، حجم جسمى كه از آنها متكون مىگردد هم غيرمتناهى خواهد بود ( اين اشكال بر خصوص قول پنجم وارد است ، و اشكال قبل بر هردو قول وارد بود ) .
و بر بطلان جزء لايتجزى براهينى اقامه شده است كه در كتابهاى طولانى و مفصل ذكر شده است ، ( روشنترين دليل آن اين است كه هرچه داراى حجم است ، هراندازه آن حجم كوچك باشد ، ولى جهات ششگانه براى آن متصور است ، و يك چنين تقسيمى قطعا براى آن ثابت خواهد بود « 1 » ) .
و باطل مىسازد قول دوّم را سستى وجوهى كه بر متصل واحد بودن و فاصله
هامش
-الجسم عند المتكلم التئم * من ذات الاوضاع التى لا تنقسم
مع انتهائها لدى الجمهور * او لا لدى النظام فى المشهور( شرح منظومه سبزوارى )
ابراهيم بن يسار بن هانى معروف به نظام متوفاى 231 هجرى قمرى ، وى كتب فلسفى بسيار مطالعه مىكرد و عامل ورود انديشههاى فلسفى در كلام شد .
( 1 )مما نفى الجزء بقول مطلق * محاذياته الجهات فثق( شرح منظومه سبزوارى )