تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
نداشتن اجزاء جسم بسيط « 1 » ، همان‌گونه كه درنظر حسّ است اقامه گرديده است . اخيرا دانشمندان طبيعى پس از تجربه‌هاى علمى ممتد ، مسلم دانسته‌اند كه اجسام از اجزاء كوچك ذره‌اى ( اتم ) تأليف شده‌اند كه خود آن اجزاء هم از اجزاء ديگرى تأليف گرديده‌اند ( و اين اجزاء تشكيل دهنده ) از هسته‌هاى مركزى داراى حجم خالى نيستند ، ( از نظر علم عناصر به ملكولها ، و ملكولها به اتم‌ها و اتم به پرتون و الكترون تجزيه مىشوند ) . و اين نظريه بايد به‌عنوان اصل موضوع در فلسفه پذيرفته شود ( زيرا اين بحث يك بحث علمى تجربى است ، و نمىتوان با اسلوب و روش مخصوص فلسفه درباره آن اظهارنظر كرد ) . و قول اول را باطل مىنمايد اينكه اشكالات قول دوّم و چهارم و پنجم بر آن وارد مىگردد زيرا قول نخست جمع كرده است ميان قول به متصل بودن جسم بالفعل و از نظر واقع ( قول دوّم ) و ميان انقسام بالقوه آن به اجزاء متناهى كه تقسيم به‌طور مطلق ( فكى ، وهمى ، عقلى ) نزد آنها متوقف مىگردد ( قول چهارم و پنجم ) . پس در وجود جسم كه ( درواقع و نفس الامر ) جوهرى است متصل و فرض امتدادات ثلاث ( طول ، عرض ، عمق ) در آن ممكن است شكى نيست . لكن مصداق آن اجزاء اوليه‌اى هستند كه در آنها امتدادات جرمى ( ابعاد سه‌گانه مادى ) حادث مىگردد ، و اجسام نوعيه هم به هنگام تجزى به آنها منتهى مىگردند ، نه غير اين اجزاء اوليه ( اجسام مركب ) ، بنابر آنچه اشاره شد ( كه اجسامى كه به نظر ما بسيط و پيوسته‌اند از نظر علمى مركب از اجزاء مىباشند ) و اين نظريه همان قول ذى مقراطيس است ، با اصلاح مختصرى در آن ( و آن اينكه وى مصداق آن را اتم مىدانست و اكنون كه اتم تجزيه شده است ، مصداق آن الكترونها و پروتون‌ها هستند ، و در اين صورت قول حكماء هم قابل اصلاح است و آن اينكه نظريه آنان را درمورد اجسام بسيط پياده نمائيم ، نه اجسام مركب ) .
هامش
( 1 ) جسم بسيط جسمى است كه از اجسام مختلفه كه داراى طبايع مختلف مىباشند تركيب نشده است ، مانند عناصر اوليه . ( علامه طباطبائى « ره » ) .
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 105 | على ربانى گلپايگانى