شرح مطالب :
يكى از انواع پنجگانه جوهر جسم است ، جسم جوهرى است كه مىتوان در آن ابعاد سهگانه فرض نمود درباره اين واقعيت غير قابل ترديد بحثهايى مطرح گرديده است :
الف - بحث اوّل : آيا جسم همانگونه كه به ظاهر بههم پيوسته و متصل است ، درواقع هم همينگونه است يا نه ؟ در اين مورد دو نظريه ابراز گرديده است :
1 - جسم در حقيقت و به حسب واقع متصل و بهم پيوسته است ، همانگونه كه در نظر حس ظاهرى چنين است . قاطبهء حكماء و عبد الكريم شهرستانى از متكلمان ، طرفدار اين نظريهاند .
2 - جسم درواقع متصل و بهم پيوسته نيست ، بلكه داراى اجزائى است كه از يكديگر فاصله دارند ، و اين خطاى حس است كه آن را بهم پيوسته مىيابد .
جمهور متكلمان اسلامى و ذو مقراطيس از حكماى قديم يونان طرفدار اين نظريهاند .
ب - بحث دوّم : آنان كه جسم را درواقع متصل و بهم پيوسته مىدانند ، قبول دارند كه جسم بالقوه داراى اجزاء است ، يعنى مىتوان آن را تقسيم نمود ، به عبارت ديگر ، هر دو گروه قبول دارند كه جسم داراى اجزاء است ، با اين تفاوت كه گروه اول اجزاء آن را بالقوه مىداند وگروه دوّم اجزاء آن را بالفعل مىداند ، اكنون اين بحث مطرح مىشود كه اجزاء آن ، تقسيم پذيرند يا نه ؟ در اين مورد سه نظريه است :
1 - هم تقسيم فكّى مىپذيرند و هم وهمى و هم عقلى ، اين نظريه حكماء است .